بازکردن
کلمه بازکردن به معنای باز نمودن یا گشودن چیزی است. این واژه میتواند به معنای فیزیکی باز کردن یک در، جعبه، بسته یا هر شیء دیگر باشد. همچنین، بازکردن میتواند به معنای گشودن یک موضوع یا بحث نیز به کار رود، مانند باز کردن یک موضوع در گفتگو یا بحث.
در زیر به برخی از معانی و کاربردهای این کلمه اشاره میشود:
فیزیکی: مانند باز کردن در، پنجره، بسته و غیره.
مجازی: مانند باز کردن یک فایل، برنامه یا وبسایت.
اجتماعی: مانند باز کردن یک موضوع برای بحث یا گفتگو با دیگران.
ذهنی: به معنای باز کردن افکار یا دیدگاهها در مورد یک موضوع.
به طور کلی، بازکردن به عمل گشودن و در دسترس قرار دادن چیزی اشاره دارد و میتواند در زمینههای مختلف مورد استفاده قرار گیرد.
مترادفها
گشودن، وا کردن
متضادها
بستن
لغت نامه دهخدا
باز کردن. [ ک َدَ ] ( مص مرکب ) گشودن. گشادن. ( ناظم الاطباء ). منفرج کردن. فراز کردن. وا کردن. مقابل بستن
فرهنگ معین
(کَ دَ )(مص م. )۱ - چیدن، جدا کردن. ۲ - پوست کندن.
فرهنگ عمید
۱. گشادن، گشودن، گشاده کردن، گشوده کردن.
۲. واکردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- گشاده کردن ( در و مانند آن ) گشوده کردن مفتوح ساختن. ۲ - وا کردن گره.
فرهنگستان زبان و ادب
{open} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] یکی از زیرگزینه های پرونده که برای گشودن پروندۀ موجود به کار می رود
ویکی واژه
گشودن، مقابل بستن.
جمله سازی با بازکردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در دانش سیاسی واکاوی به معنای بازکردن گرهها یا پیچیدگیها از رویدادهای سیاسی یا پدیدهها و ارائه آنها به زبان ساده برای مخاطبان است. واکاوی بر حسب موضوع مورد بحث میتواند سیاسی، اقتصادی،فرهنگی، تاریخی، حقوقی، امنیتی، نظامی یا ورزشی باشد. در واکاوی یک موضوع به پرسشهایی دربارهٔ چراییها و چگونگیها یک خبر یا یک پدیده پاسخ داده میشود.
💡 جیم برای ماندن با کیم به پول نیاز دارد و به فکر سرقت از خانه خودش از دست پدر و مادرش میافتد. او ادوارد را وادار به بازکردن درها در تاریکی میکند ولی پلیس سر میرسد. جیم و کیم فرار میکنند و ادوارد شبی را در کلانتری میگذراند و نامی از دوستانش که قصد دزدی داشتند نمیبرد. کیم رفته رفته بعد از این کار ادوارد به او علاقهمند میشود.
💡 او با دقت بسیار زیاد و با استفاده از کلید مخصوص، قفل قدیمی صندوقچه چوبی را بازکرد تا بتواند یادگاریهای قیمتی خانواده خود را مشاهده کند.
💡 وقتی خورشید از پشت کوهها طلوع کرد، من پنجره اتاق را بازکردم تا هوای تازه صبحگاهی به داخل اتاق بیاید و خستگی شب را از تنم در کند.
💡 پس از ساعتها تلاش و جستجو در میان کتابخانههای بزرگ، بالاخره موفق شد درِ کتاب قدیمی و پارهپارهای را که سالها بسته مانده بود، بازکرد.