بازدارنده

بازدارنده، در مفهوم کلی، به شخص یا چیزی اطلاق می‌شود که مانع از انجام کاری شود یا فردی را از عملی بازدارد. این واژه که در منابع لغوی تاریخی با صورت‌های رادع، مانع و زاجر نیز ثبت شده، بیانگر نیرو یا عاملی است که در برابر حرکت یا تحقق امری ایستادگی می‌کند. ماهیت آن می‌تواند ملموس یا انتزاعی باشد و دامنه‌ای گسترده از موانع فیزیکی تا عوامل روانی و اخلاقی را در بر می‌گیرد.

در حوزه‌های کاربردی، بازدارنده نقش محوری در ایجاد تعادل و حفظ نظم دارد. این مفهوم در علوم مختلفی همچون حقوق، برای جلوگیری از تخطی؛ در روان‌شناسی، برای کنترل تکانه‌ها؛ در سیاست، برای مهار تهدیدها؛ و در پزشکی، برای توقف پیشرفت بیماری به‌کار می‌رود. معادل‌هایی چون حائل، عائق، واقف و حاجب که در متون قدیمی آمده، همگی بر این ویژگی دلالت دارند که بازدارنده به‌عنوان سدی در مسیر عمل یا رویداد قرار می‌گیرد و از وقوع یا ادامه آن ممانعت به عمل می‌آورد.

فراتر از کاربرد عینی، این اصطلاح در ادبیات و متون اخلاقی نیز جایگاه برجسته‌ای دارد، جایی که به‌صورت نیرویی درونی یا بیرونی، انسان را از خطا و گناه منصرف می‌سازد. واژگانی مانند نَهُوّ، عاصم، عَوْق و مُنْع که در تعاریف کهن ذکر شده، بر همین نقش هشداردهنده و محافظتی تأکید دارند. بنابراین، بازدارنده در گستره‌ای وسیع، هم‌ارزش نظارتی و کنترلی دارد و هم کارکردی اصلاحی و پیشگیرانه، که در نهایت به مهار سرکشی‌ها و انحراف‌ها از مسیر مقرر می‌انجامد.

لغت نامه دهخدا

بازدارنده. [ رَ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) آنکه یا آنچه کسی را از امری باز دارد: نَهُوّ. مَنوع. ( منتهی الارب ). مانع. ( منتهی الارب ) ( دهار ). عَوق؛ آنکه از خیر باز دارد. عائق. عاضِر. ( منتهی الارب ). رادع. حاجب. واقِف. عاصِم. حابِس. حائل. عاکف. عایق. مُعَوِّق. دافِع. مَنّاع. زاجِر. ( دهار ).

فرهنگ عمید

آن که یا آنچه کسی را از امری باز می دارد.

فرهنگستان زبان و ادب

{inhibitor} [شیمی، مهندسی بسپار] ماده ای که یک واکنش شیمیایی را متوقف می کند یا به تأخیر می اندازد

شکوه یعنی چه؟
شکوه یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز