لغت نامه دهخدا
( بارزة ) بارزة. [ رِ زَ ] ( ع ص ) تأنیث بارز. آشکار: و تری الارض بارزة. ( قرآن 18 / 48 ). || ( اِ ) در تداول طبی، قسمت بیرونی مخرج. و اذااحرق ( الشعر ) و نثر علی مقعدة البارزة... ( ابن البیطار ). رجوع به بارز شود.
( بارزة ) بارزة. [ رِ زَ ] ( ع ص ) تأنیث بارز. آشکار: و تری الارض بارزة. ( قرآن 18 / 48 ). || ( اِ ) در تداول طبی، قسمت بیرونی مخرج. و اذااحرق ( الشعر ) و نثر علی مقعدة البارزة... ( ابن البیطار ). رجوع به بارز شود.
تانیث بارز
{trait} [باستان شناسی] هر مشخصه یا ویژگی قابل مشاهدۀ یک دست ساخته یا سازه یا هر مادۀ فرهنگی دیگر
[ویکی الکتاب] معنی بَارِزَةً: آشکار
ریشه کلمه:
برز (۹ بار)
هر مشخصه یا ویژگی قابلمشاهدۀ یک دستساخته یا سازه یا هر مادۀ فرهنگی دیگر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آلفا-پیویپی در ایالتهای نیومکزیکو، دلاور، فلوریدا، اکلاهما و ویرجینیا جزءِ «فهرست شماره ۱ داروهای مخدر» طبقهبندی شدهاست. در تاریخ ۲۸ ژانویه ۲۰۱۴ میلادی، اداره مبارزه با مواد مخدر آمریکا آن را به همراه ۹ مادهٔ کاتینونی دیگر، در «فهرست شماره ۱ داروهای مخدر» خود قرار داد.
💡 او همچنین نقاشی میکرد و در این کار آنقدر مهارت داشت که آثارش در کنار آثار واسیلی کاندینسکی و فرانتس مارک معرفی میشد. او بهویژه تصویرهایی را از چهره خودش کشید که یکی از آنها از پشت است. همچنین او یک بازیکن تنیس بود و گاهی به دیدن همسایهاش جرج گرشوین میرفت تا او را به مبارزه بخواند.
💡 در سال ۱۲۸۵ که محمدعلی میرزا به سلطنت رسید، میرزا ابوالفتح همراه او به تهران رفت و از درباریان بانفوذ شد. ابتدا درجه امیر تومانی و سپس سرداری گرفت و لقب حشمتالدوله نیز به او اعطا شد. در جریان نهضت مشروطه و مبارزه مجلس و محمدعلی شاه، حشمتالدوله هوادار مشروطهخواهان بود و پس از به توپ بستن مجلس و بازداشت مشروطهخواهان، عده زیادی از آنان را از مجازات رهایی داد.
💡 صدر از دیگر مسائل جهان اسلام غافل نبود. انقلاب اسلامی ایران، امنیت حوزههای علمیه، اتحادی عربی-اسلامی جهت مبارزه با اسرائیل و گسترش تشیع در آفریقای سیاه، مهمترین دغدغههای خارج از لبنان وی را تشکیل میدادند.