ایکاش

لغت نامه دهخدا

ای کاش. [ اَ / اِ ] ( صوت مرکب ) کاشکی. کاش:
مردم آن است که چون مرد ورا بیند
گوید ای کاش کم این صاحب غارستی.ناصرخسرو.ای کاش که بخت سازگاری کردی
با جور زمانه یار یاری کردی.حافظ.خلقی ز پی من و تو در گفتارند
چون نام من و تو در زبانها آرند
گویند فلانی و فلانی یارند
ای کاش چنان بدی که می پندارند.( از صحاح الفرس ).

فرهنگ فارسی

تمنی را رساند کاش. کاشکی.

ویکی واژه

magari

جمله سازی با ایکاش

💡 تعلیم او نکرد معلم حدیث عشق ایکاشکی که من شدمی ترجمان دوست

💡 عمریست بجانست طبیب باز غم هجران ایکاش شود از دم شمشیر تو بسمل

💡 صیاد جفا پیشه اسیران قفس را ایکاش دهد رخصت فریاد و دگر هیچ

💡 ایکاش مام دهر ززادن شدی عقیم تا این بنین زباب نماندی بیادگار

💡 ایکاش بوالبشر نکشیدی سر از تراب زین آتشی که سوخت دل بوتراب را

سایکو یعنی چه؟
سایکو یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز