اهداء

لغت نامه دهخدا

اهداء. [ اِ ] ( ع مص ) هدیه فرستادن و دادن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). هدیه و تحفه فرستادن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). هدیه فرستادن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مجمل ). || فرستادن عروس را بخانه شوی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). فرستادن بیوک را بخانه شوی. و به این دو معنی اخیر ناقص یایی است. ( از ناظم الاطباء ). || دست زدن کودک را تا بخواب شود. || آرام دادن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || گوژپشت گردانیدن پیری کسی را. || آماسیده دوش گردانیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). بسیار آماسیدن. ( تاج المصادر بیهقی ). || قربانی بحرم فرستادن. ( تاج المصادر بیهقی ).
اهداء. [ اَ دَءْ ] ( ع ص ) کوزپشت. ( منتهی الارب ). || کنج. ( تاج المصادر بیهقی ). || دوش که بالای آن آماسیده و فروهشته باشد. ( منتهی الارب ).

فرهنگ معین

( اِ ) [ ع. ] (مص م. ) هدیه دادن، هدیه فرستادن.

ویکی واژه

هدیه دادن، هدیه فرستادن.

جمله سازی با اهداء

💡 محمدابراهیم باستانی پاریزی (۳ دی ۱۳۰۴ پاریز – ۵ فروردین ۱۳۹۳ تهران) تاریخ‌دان، نویسنده، پژوهشگر، شاعر، موسیقی‌پژوه، استاد دانشگاه تهران و از درویشان گنابادی بود. وی دارای نشان درجه یکم دانش است. هیأت وزیران در سال 1384اهداء این نشان را تصویب نمود.

💡 میان سال‌های ۱۹۰۲ تا ۱۹۱۱ او به مقام افتخاری سرکنسولی سوئد رسید. در همین زمان از سوی دولت ایران بدو نشان شیر و خورشید و از سوی دولت بریتانیا نشان امپراتوری هند بدو اهداء شد. در ۱۹۱۱ او به انگلستان رفت. او که از نقرس رنج می‌برد در ۱۹۱۶ میلادی درگذشت.

💡 در سومین دوره مراسم سال‌نوای موسیقی ایران، بزرگداشت ۴ هنرمند درگذشته از جمله آندره آرزومانیان برگزار و از خانوادهٔ وی با اهداء تندیس یادبود قدردانی شد. این مراسم آذر ۱۳۹۶ در تالار خلیج فارس بنیاد آفرینش‌های هنری نیاوران برگزار شد.

💡 در پی کشته شدن آرمن هوانسیان، باکو ساهاکیان رئیس‌جمهور جمهوری آرتساخ به خانواده وی مدال و نشان لیاقت اهداء نمود که در تاریخ ارمنستان و قره باغ وی جوانترین سربازی است که مفتخر به دریافت آن شده‌است.