اهاب. [ اِ ] ( ع اِ ) پوست یا پوست ناپیراسته. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). پوست حیوان که آنرا دباغت نکرده باشند یا پوست مطلق. ( منتخب از غیاث اللغات ). نام است پوست دباغت ناشده را. ( از تعریفات جرجانی ). پوست ناپیراسته. ( مهذب الاسماء نسخه خطی ). پوست خام. پوست بی دباغت. پوست آش نکرده. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). ج، آهِبَة. اُهُب. اَهَب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ):
چون سرش ببرید شد سوی قصاب
تا اهابش برکند در دم شتاب.مولوی.|| چوب خوشه خرما. ( مهذب الاسماء نسخه خطی ).
(اِ ) [ ع. ] (اِ. ) پوست، پوست دباغی نشده.
پوستی که دباغی نشده باشد، پوست.
( اسم ) پوست پوست نا پیراسته پوست دباغی نشده.
[ویکی فقه] اهاب (با کسر همزه) به پوست دباغی نشده و نیز به مطلق پوست اطلاق می شود.
۱. ↑ الموسوعة الفقهیة ج۱۹، ص۱۱.
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج۱، ص۷۶۰.
...
پوست، پوست دباغی نشده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جهان پناها شاهابدان خدا که جهان نبود او بد و جزا و نبد جهانبانی
💡 تو هژیری پوستین از گرگ باید برکنی کار قصاب است کندن گوسپندان را اهاب
💡 نام آگره به شکل «آگرهبانا» نخستین بار در کتاب حماسی ماهابهاراتا آمده و معناشناسان آن را «پردیس» یا «بهشت» معرفی کردهاند. در قرنهای ۱۶ یا ۱۷ میلادی آگره به راستی تمثالی از پردیس در روی زمین شده بود.
💡 شوق بیتاب و قدم لبریزجوش آبله تاکجاهابایدم مینا به پر پا شکست
💡 فیلمهای کوتاهابراهیم ایرج زاد پیش از ساخت اولین فیلم بلند داستانی خود، هفت فیلم کوتاه در کارنامه کارگردانی خویش به ثبت رسانیدهاست.
💡 از تو بود آن سنگسار قوم لوط در سیاهابه ز تو خوردند غوط