لغت نامه دهخدا
انکاری. [ اِ ] ( ص نسبی ) منفی. ( ناظم الاطباء ). || نزد اهل معانی سخنی است که در پاسخ منکر حکم القاء شود. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ). و رجوع به همین کتاب شود.
انکاری. [ اِ ] ( ص نسبی ) منفی. ( ناظم الاطباء ). || نزد اهل معانی سخنی است که در پاسخ منکر حکم القاء شود. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ). و رجوع به همین کتاب شود.
منفی. یا نزد اهل معانی سخنی است که در پاسخ منکر حکم القائ شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وی از جمله اعضای هیئت مؤسس انجمن غارنوردان و غارشناسان ایرانیان میباشد که سهم غیرقابل انکاری در تحول غارنوردی ایران از حالت سنتی به مدرن دارد.
💡 بیا بگشا نقاب از چهر وبنما روی چون مه را که دارد ناصح من با من از عشق توانکاری
💡 باید توجه نمود که کلیه مصالحی که با سیمان مصرف میشود از جمله سیمانکاری نما باید حداقل در حرارتهای ۴ الی ۵ درجه بالای صفر انجام شود تا از یخ زدن و فاسد شدن ملات جلوگیری شود.
💡 کسی را نیست از رویِ حقیقت بر کس انکاری که داند تا چه در هر دل ز نور و نار بنهادند
💡 کارگران پیمانکاریهای شریفی و باقرپور شاغل در پتروشیمی آپادانا در عسلویه از روز دوشنبه ۸ آذر، دست به اعتصاب زدند.