انسان

انسان

بحث درباره ماهیت انسان در منابع کلامی به طور طبیعی به موضوع تکلیف و اینکه مکلف در انسان چیست، مرتبط می‌شود. برخی از محققان این موضوع را در چارچوب مبحث معاد بررسی کرده‌اند و به این سوال پرداخته‌اند که در معاد چه چیزی از این مفهوم به بازگشت می‌رسد. در مورد حقیقت این مفهوم، باید گفت که این واژه از انسیان گرفته شده و این واژه خود به معنای فراموشی است. این واژه به این نام خوانده شده است زیرا زمانی که با خداوند عهدی بست، آن را فراموش کرد. همچنین، به این دلیل به این نام نامیده می‌شود که قادر است بین خود و سایر مخلوقات ارتباط و الفتی برقرار کند. وی مخاطب اصلی قرآن کریم و محور اصلی این کتاب به شمار می‌آید؛ به همین دلیل، مباحث مربوط به وی در قرآن بسیار گسترده است و بسیاری از موضوعات فرعی نیز به طور مستقل مورد بررسی قرار می‌گیرند. در مورد دلیل نام‌گذاری به این نام، گفته شده است که چون از انسیان نشأت گرفته و این واژه نیز از نسیان می‌آید، به این دلیل که با خداوند خود پیمانی بست و آن را فراموش کرد، به این نام خوانده شده است. همچنین، به این دلیل نامیده می‌شود که قادر است بین خود و سایر مخلوقات ارتباط و الفت برقرار کند. اصطلاحات ، بشر و آدم هر سه به افراد انسانی اشاره دارند، اما از جنبه‌هایی با یکدیگر تفاوت دارند. در میان لغت‌شناسان، این واژه و بشر به عنوان نامی برای نوع به کار می‌روند، در حالی که بیشتر لغت‌شناسان آدم را به عنوان نامی برای یک فرد خاص در نظر گرفته‌اند.

لغت نامه دهخدا

انسان. [ اِ ] ( ع اِ ) مردم، واحد و جمع و مذکر و مؤنث در وی یکسان است. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). مردم. ( ترجمان القرآن جرجانی ) ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ) ( مؤید الفضلاء ) ( السامی ). آدمی. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). حیوانات ناطق. ( ازتعریفات جرجانی ). در اصل انس بود، الف و نون مزیدتان بدان ملحق شده، و این مأخوذ است از انس بالضم که به معنی الفت گرفتن و ظاهر شدن است و بعضی گفته اند که مأخوذ از نسیان است. ( از غیاث اللغات ) ( آنندراج ).بشر. آدمیزاد. آدمیزاده. آدم زاده. انس. اناس. ناس. خلق. ( یادداشت مؤلف ). موجود سخنگوی میرنده. ( جامع الحکمتین از فرهنگ علوم عقلی ). انسان نام است برای جسد معین و نفس معین که ساکن در آن جسد است و جسد و نفس دو جزء برای انسانند، یکی از آندو جزء شریف است...یکی مانند درخت است و دیگری مانند ثمره درخت، نفس راکب و جسد مرکوب است. ( از رسائل اخوان الصفا بنقل از فرهنگ علوم عقلی ): انا خلقنا الانسان من نطفة امشاج. ( قرآن 2/76 )؛ بیافریدیم ما این مردم را از نطفه ای آمیخته. ( کشف الاسرار میبدی ج 10 ص 313 )

فرهنگ فارسی

آدمی، مردم، بشر، اناسی و آناس جمع
( اسم ) ۱ - جانوری از تیر. نخستینیان از شاخ. پستانداران از گون. آدمها که بسبب رشد کامل مغز از دیگر جانوران ممتاز است و قدرت بیان افکار بوسیل. تکلم و خط دارد و تنها جانوریست که همیشه ایستاده راه میرود. جمع: انسانها انسانات یا انسان برفی. ۲ - مردمک دیده سیاه. چشم.
نام سوره هفتاد و ششم از قران مجید. مکی. دارای ۳۱ آیه آن را سوره دهر نیز نامند.
انسان
انسان

جملاتی از کلمه انسان

نمایم جهان برتو زانسان سیاه که دیگر نیابی سوی بصره راه
نیابد از الم دهر آفتی ز انسان که ز اهل شرک محبان حیدر کرار
حجم معمولی مغز انسان حدود ۱۱۵/۵۰ سی‌سی است.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم