انداخته

لغت نامه دهخدا

انداخته. [ اَ ت َ / ت ِ ] ( ن مف ) افکنده. پرتاب شده. پرت شده. ( فرهنگ فارسی معین ).ملفوظ. لفیظ. لقی. قذیفه. ( منتهی الارب ). || محذوف. ساقط شده. از حساب افکنده. ( یادداشت مؤلف ). ساقط شده و از حساب افکنده و بدور انداخته. ( فهرست لغات و اصطلاحات التفهیم ص قلب ): و آن سال را عام ایشان ملماسه خوانند و معنیش ماه انداخته بود نه بکار و مَل آن فتیل باشد پیچیده که میان دو کف بماند چون یکی بر دیگر مالیده آید و ماس ماه بود پس این چنان بود که ماه انداخته نه بکار و اما بلغت فصیح ایشان ادماسه است نه ملماسه. ( التفهیم ص 226 ).
- برانداخته؛ معدوم. از میان برداشته شده:
داد در این دور برانداخته است
در پرسیمرغ وطن ساخته است.نظامی.- ستارگان انداخته؛ کواکب منقضه. ( از فهرست لغات و اصطلاحات التفهیم ص قلب ).
|| رای زده. مشورت شده. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ عمید

۱. افکنده.
۲. افتاده.
۳. پرت شده.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - افکنده پرتاب شده پرت شده. ۲ - رای زده مشورت شده.

جمله سازی با انداخته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از حریم قرب چون سنگم به دور انداخته است چون فلاخن هرکه را برگرد سرگردیده ام

💡 عالم یکتاست اینجا معرفت در کار نیست خودسریها فهم ما را درگمان انداخته

💡 سرو دستار گر انداخته صوفی چه عجب ساقی از این می ممزوج که در جام انداخت

💡 گروهی از کارگران فروآلیاژ ازنا در اعتراض به اینکه برخی از مفاد لایحه برنامه توسعه هفتم، حقوق کارگران را به خطر انداخته، تجمع اعتراضی برگزار کرده و خواهان حذف این لایحه شدند.

💡 اوراژ به همراه همسرش در حالی‌که هنوز در نیویورک بود، اغلب به شخصیت‌های نامدار مانند پل روبسون که توری از لندن راه انداخته بود، جا می‌دادند. در ۱۹۳۰ اوراژ به لندن بازگشت و در ۱۹۳۱ هفته نامهٔ انگلیسی نو را منتشر کرد.

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
مریم یعنی چه؟
مریم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز