انتهاء

لغت نامه دهخدا

انتهاء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) بازایستادن از کار و جز آن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). بازایستادن از چیزی. ( از اقرب الموارد ). واایستادن. ( مصادر زوزنی ). واایستدن. ( تاج المصادر بیهقی ). بازایستادن. ( ترجمان جرجانی مهذب عادل بن علی ). بازایستادن. دست برداشتن. ( فرهنگ فارسی معین ). || بپایان رسیدن چیزی. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). بنهایت رسیدن چیزی. ( از اقرب الموارد ). بنهایت رسیدن. ( مصادرزوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). بغایت رسیدن. ( ترجمان جرجانی مهذب عادل بن علی ). بپایان آمدن. بسر آمدن. بنهایت رسیدن. بکرانه رسیدن. ( فرهنگ فارسی معین ). || به چیزی رسیدن. ( آنندراج ). فاچیزی رسیدن. ( تاج المصادر بیهقی ). رسیدن: انتهی بفلان الی موضع کذا. || انتهی الیک المثل. ( از اقرب الموارد ). یقال: الیک انتهی المثل؛ یعنی نظیر تو نایاب است. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). || رسیدن خبر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( تاج المصادر بیهقی ). آگهی رسیدن. || بپایان رسانیدن. ( فرهنگ فارسی معین ). بپایان رسانیدن چیزی. ( آنندراج ).

فرهنگ معین

(اِ تِ ) [ ع. ] ۱ - (مص ل. ) به پایان آمدن، به نهایت رسیدن. ۲ - بازایستادن از کاری. ۳ - آگهی رسیدن. ۴ - (اِ. ) پایان، آخر.

ویکی واژه

به پایان آمدن، به نهایت رسیدن.
بازایستادن از کا
آگهی رسیدن.
پایان، آخر.

جمله سازی با انتهاء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وَ إِنْ تَوَلَّوْا ای اعرضوا عن الایمان، و اعرضوا عن الانتهاء، و اقاموا علی کفرهم و عداوتکم و قتالکم، فَاعْلَمُوا یا معشر المؤمنین، أَنَّ اللَّهَ مَوْلاکُمْ هو الموالی لکم و لا یضرکم معاداتهم، نِعْمَ الْمَوْلی‌ لا یضیع من تولّاه، وَ نِعْمَ النَّصِیرُ لا یغلب من نصره.

💡 اللَّهُ یَبْدَؤُا الْخَلْقَ فی الدنیا ثُمَّ یُعِیدُهُ فی الآخرة. تقول بدأ یبدأ بدأ و ابتداء یبتدی ابتدا و الابتداء نقیض الانتهاء و البدؤ نقیض العود ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ لفصل القضاء بینهم لِیَجْزِیَ الَّذِینَ أَساؤُا بِما عَمِلُوا وَ یَجْزِیَ الَّذِینَ أَحْسَنُوا بِالْحُسْنَی قرأ ابو بکر و ابو عمرو یرجعون بالیاء و آخرون بالتّاء.

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز