امتعه

لغت نامه دهخدا

( امتعة ) امتعة. [ اَ ت ِ ع َ ] ( ع اِ ) رجوع به امتعه شود.
امتعه. [ اَ ت ِ ع َ ] ( ع اِ ) ج ِ متاع.کالاها و متاعها. ( ناظم الاطباء ): یاقوت و مرجان و جامه و همه عروض از اقمشه و امتعه نیست الا زکوة تجارت. ( تاریخ قم ). || سودها. ( از منتهی الارب ). || چیزهایی که نیازمندیها را سودمند باشد. ( از منتهی الارب ). و رجوع به متاع شود.

فرهنگ معین

(اَ تَ عَ ) [ ع. امتعة ] ( اِ. ) جِ متاع، کالاها.

فرهنگ عمید

= متاع

فرهنگ فارسی

کالاها، جمع متاع
( اسم ) جمع متاع کالاها.

ویکی واژه

امتعة
جِ متاع؛ کالاها.

جمله سازی با امتعه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ گفت من که خداوندم با ایشانم بحفظ و رعایت و عنایت، اصحبهم و احفظهم و أتولّاهم و امتعهم.

💡 بهر مزاح‌ امتعهٔ ان جوان زود نمودند بکنجی نهان

💡 گفت بوی دیگری اینحال چیست یا مگرت‌ امتعه و مال چیست

💡 رفت ز کف هستی آن کاروان ماند بجا ‌امتعهٔ آن جوان

💡 بجائی که باشد سپاه امتعه بسرتان بدرد همه مقنعه

رد دادن یعنی چه؟
رد دادن یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز