واژه عمل، که ۳۶۰ بار در منابع مورد اشاره قرار گرفته است، ناظر بر هرگونه کنشی است که اراده و قصد در آن دخیل باشد؛ اعم از آنکه این کنش خوب یا بد باشد، زیرا نیکویی و بدی آن از طریق قُرَین و سیاق کلام مشخص میگردد. در تبیین دقیقتر این مفهوم، لغویانی چون راغب اصفهانی بیان میدارند که «عمل» به طور خاص بر هر فعلی اطلاق میشود که از حیوان روی قصد و اراده صادر گردد. این ویژگی، عمل را از فعل متمایز میسازد؛ زیرا فعل دایرهای وسیعتر دارد و گاه بر کنشهای ناخواسته حیوانات یا حتی افعالِ جمادات نیز اطلاق میشود. بر این اساس، عمل مفهومی اخص و محدودتر از فعل دارد، چرا که اغلب با علم و آگاهی همراه است، همانطور که در اقرب الموارد ذکر شده است که عمل با عقل و فکر قرین است، در حالی که فعل اعم است.
این تفاوت ظریف میان دو واژه، در کلام وحی، یعنی قرآن مجید نیز به وضوح قابل مشاهده است. در متون قرآنی، واژه عمل عمدتاً برای اشاره به اعمال و کارهای ارادی انسانها به کار رفته است که در حوزه تکلیف و پاداش قرار دارند، در مقابل، واژه فعل گاه برای توصیف کنشهای طبیعی و غیرارادی جهان هستی و جمادات نیز به کار رفته است. این تفکیک مفهومی نشان میدهد که در منظومه فکری زبان فارسی و ادبیات دینی، تأکید بر جنبه ارادی و مسئولیتپذیر بودن کنشهایی است که عنوان «عمل» به خود میگیرند، که همین امر در مباحث فقهی و اخلاقی اهمیت مضاعفی مییابد.
با گذر از بحثهای صرفاً لغوی، مفهوم قبول عمل در اندیشه اسلامی جایگاه ویژهای مییابد. در قرآن کریم، آیاتی وجود دارند که ظهور معنایی آنها نشان میدهد که پذیرش اعمال، محدود به گروه خاصی نیست و شامل اعمالِ نیکویِ مسلمانان و غیرمسلمانان میشود. این گستره پذیرش، مؤید این نکته است که در معیار الهی، شایستگی و ارزشگذاری یک کنش (عمل)، بیش از آنکه متکی بر هویت ظاهری فاعل باشد، به کیفیت، نیت و خلوص آن کنش بستگی دارد؛ عملی که با نیت خالص و عقلانیت صورت پذیرفته باشد، قابلیت دریافت پاداش و قبول شدن را خواهد داشت.