لغت نامه دهخدا
افزوده. [ اَ دَ / دِ ] ( ن مف ) افزون شده. علاوه شده.بیشترشده. ( ناظم الاطباء ). مضاف. ( یادداشت دهخدا ).
افزوده. [ اَ دَ / دِ ] ( ن مف ) افزون شده. علاوه شده.بیشترشده. ( ناظم الاطباء ). مضاف. ( یادداشت دهخدا ).
افزاییده، زیادشده، افزون شده: ارزش افزوده.
افزون شده علاوه شده بیشتر شده
[زبان شناسی] ← واکۀ افزوده
💡 سودها دارد زیان من که چون مینای می هر چه از خود کاستم بر بیخودی افزودهام
💡 در گرافهای دو بخشی، میتوانیم به تندی مسیرهای افزوده را جستجو کنیم
💡 از پی مدحت او، مدت ایام کم است کاش افزوده بر آن مدت دیگر میشد
💡 گر ز گردون فرّ او افزودهگ ردد نی عجب هرکجا آیینه بینی صیقلش خاکسترست
💡 گر هستی اعتبار فزاید چه حکمتست کافزوده نیستی به جهان اعتبار من
💡 ۱۲ چنار واقع در ورودی این امامزاده به زیبائیهای طبیعی این بارگاه افزودهاست.