( آغیل ) آغیل. ( اِ ) ستورگاه. ستورخانه. آخور. اصطبل. ( زمخشری ). جای برای گوسفندان و گاوان به شب. و امروز آغِل به کسر غین گویند، و نیز آغُل بضم غین و آغول.
آغیل. ( اِ ) این کلمه با چشم مرکب شود و صورت مرکبه، بخشم دیدن معنی دهد:
نرمک او را یکی سلام زدم
کرد زی من نظر بچشم آغیل.حکاک.چشم آغول و چشم آلوس مرادف آن است و امروز چشم غُله رفتن، بغضب و با چشمهای دریده در کسی دیدن است بقصد تهدید و ترسانیدن او.
اغیل. [ اَ ] ( اِ ) آغول گوسپندان. ( ناظم الاطباء ). رجوع به اَغِل شود.
( آغیل ) ( اِ. ) = آغول: نگریستن از گوشة چشم از روی خشم.
( اَ ) (اِ. ) نک آغل.
( آغیل ) = چشم آغیل
( آغیل ) ( اسم ) نگریستن بگوش. چشم از روی غضب چشم آغیل چشم غله.
آخور ستورگاه
اغیل ( به فرانسوی: Ighil ) یک شهرک در مراکش است که در استان حوز واقع شده است. اغیل ۵٬۶۱۹ نفر جمعیت دارد.
اغیل (ترکیه). اغیل ( به ترکی استانبولی: Eğil ) یک منطقهٔ مسکونی در ترکیه است که در استان دیاربکر واقع شده است.
نک آغل.
💡 بگذشت و رفت و گم شد و نابود، بی گزاف گئچدی، گئتدی، ایتدی، باتدی، داغیلدی
💡 آذر قوشونو، قیصر رومی اسیر ائتمیش کسری سؤزودور بیر بئله تاریخ ناغیل اولماز
💡 اغیل علی (به عربی: إغیل علی) یک شهرداری در الجزایر است که در استان بجایه واقع شدهاست.
💡 (شهریار)ین داغیلیب داغدا داشا دالدالانیب ئوزون انصاف ایله محمودی ایاز ایله میسن
💡 امروز گفتنم همه افسانه است و لاف ایندی دئسک، احوالاتدی، ناغیلدی
💡 هر گوسفندِ گم شده، شیرش برآب شد قوْیون اوْلان، یاد گئدوْبَن ساغیلدی