اغنیا

مترادف‌ها

ثروتمندان، متمولان، داراها

متضادها

فقرا، مستمندان، تهی‌دستان

لغت نامه دهخدا

اغنیا. [ اَ ] ( از ع، ص، اِ ) مأخوذ از تازی. توانگران. مالداران. ( ناظم الاطباء ): ملوک و اغنیا را در چشم همت او هیبت و شوکت نمانده. ( گلستان ).
- حکومت اغنیا؛ حکومت سرمایه داران.

فرهنگ عمید

= غنی

فرهنگ فارسی

( صفت اسم ) جمع غنی توانگران بی نیازان مالداران.

جمله سازی با اغنیا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 صائب به سیم و زر نتوان شد ز اغنیا آن را که هست چهره زرین توانگرست

💡 و همین قدر در فضیلت فقر، کافی است که خدای تعالی اغنیا و ارباب دولت را مسخر او ساخته تا به تصدیع و زحمت و رنج و تعب، مال تحصیل نموده و آن را محافظت کرده به قدر احتیاج فقیر به وی رسانند و اگر در دادن آن کوتاهی کنند مستحق عذاب الهی گردند پس فی الحقیقه غنی، خادم فقیر است.

💡 قال لا قلت بثلث مالی؟ قال نعم، الثلث، و الثلث کثیر، انک یا سعد ان تترک ولدک اغنیاء خیر من ان تترکهم عالة یتکففون الناس.

💡 و فقیر را سزاوار آن است که با اغنیا مخلوط نشود و با ایشان همنشینی ننماید و ایشان را به جهت مال تواضع نکند بلکه از این راه به ایشان تکبر کند.

💡 ز فیض اغنیا با تشنه‌کامیها قناعت‌کن ندارد چشمهٔ خورشید غیر از چشم تر کردن

💡 و باید مطالعه حکایات کسانی را که امر خود را به پروردگار واگذارده اند، که چگونه امر ایشان به انجام رسیده و متذکر آثار و قصصی گردد که متضمن عجایب صنع آفریدگار است در روزی دادن بسیاری از بندگان خود از جاهایی که اصلا گمان نمی کرده اند و دفع بلاها و ناخوشیها از جمعی کثیر، که مظنه خلاصی نداشته اند و ملاحظه حکایاتی را کند که مشتمل بر بیان هلاکت اموال اغنیا، و شرح ذلیل ساختن اقویاست.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران