لغت نامه دهخدا
ملاکین. [ م َل ْ لا ] ( ع ص، اِ ) مأخوذ از تازی، خداوندان ملک. ( ناظم الاطباء ). ج ِ مَلاّک. رجوع به ملاک شود.
ملاکین. [ م َل ْ لا ] ( ع ص، اِ ) مأخوذ از تازی، خداوندان ملک. ( ناظم الاطباء ). ج ِ مَلاّک. رجوع به ملاک شود.
( صفت ) جمع ملاک درحالت نصبی و جری ( درفارسی مراعات این قاعده نکنند )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این روستا که در استان سیستان و بلوچستان واقع شده، چندین دهه پیش، توسط یکی از مهاجرین خراشادی به نام حاج محمد خراشادی، که بعدها یکی از تجار و ملاکین بزرگ زابل شد، و برپایه عشق و علاقهای که به موطن خویش داشت، ساخته شدهاست.
💡 پدرش سردار مسعود خان و مادرش دختر مستوفیالممالک نخستوزیر بود. در جوانی وارد خدمت آستان قدس رضوی شد و بتدریج در شمار ملاکین بزرگ و ثروتمند خراسان درآمد. در سال ۱۳۰۷ در انتخابات دوره هفتم مجلس شورای ملی به نمایندگی فردوس و طبس انتخاب شد و این کرسی را تا دوره سیزدهم حفظ کرد. در نخستین دوره مجلس سنای ایران در سال ۱۳۲۸ نیز سناتور خراسان شد.
💡 خانلر قراچورلو (زاده ۱۳۰۴ در بجنورد، درگذشت ۱۳۷۹)سیاستمدار ایرانی بود که در دوره بیست و چهارم مجلس شورای ملی بعنوان نماینده بجنورد از استان خراسان شمالی در مجلس شورای ملی حضور داشت. او فرزند حسینقلى قراچورلو از ملاکین بجنورد و خواهرزاده سردار معزز بجنوردی بود
💡 مرحوم حاج فیض اله خدایی از ادیبان و شاعران این روستا می باشد که وی چندین دهه جزو معتمدین و بزرگان این آبادی نیز بوده است. نیاکان ایشان نیز در زمان پهلوی اول و اواخر حکومت قاجار از تاجاران و ملاکین بزرگ این خطه بوده اند.
💡 لیونل دانسترویل، فرماندهٔ نیروهای نظامی بریتانیا در شمال ایران در مورد خطوط اصلی سیاست آن دولت در ایران مینویسد: «به عقیدهٔ من نبایستی طوری رفتار کنیم که ایرانیان هوشیار شده بفهمند با این که ما خودمان یک مملکت دموکراسی هستیم در مملکت آنها، ملاکین و سرمایهداران عمده را علیه نهضت دموکراسی تقویت میکنیم». این سیاستی بود که روسها نیز بی پرواتر از آن پیروی میکردند.