اغنام
لغت نامه دهخدا
اغنام. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ غَنَم، بز و گوسپندان. ( غیاث اللغات ). گوسپندان و بز.( آنندراج ). گله ها. ( منتهی الارب ). ج ِ غنم که بمعنی بزها و گوسپندان است و مفرد از خود ندارد. ( از اقرب الموارد ). غُنوم. اَغانِم. ( از اقرب الموارد ): صهیل خیول و رغاء جمال و شهیق و زئیر سباع و کلاب و خوار بقور و ثغاء اغنام. ( جهانگشای جوینی ). || ( اِخ ) نام چند ستاره کوچک. ستارگان خرد که میان صورت قیقاوس و قطب واقعند. ( یادداشت بخط مؤلف ). و رجوع به قیقاوس در صور کواکب نفائس الفنون شود.
فرهنگ عمید
= غَنم
فرهنگ فارسی
گوسفندان، جمع غنم
( اسم ) جمع غنم گوسپندان گوسفندها و بزها.
جمله سازی با اغنام
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر کجا حاشیهٔ مهدی عدل تو رسید کشتگان را دیت از گرگ بخواهند اغنام
💡 ایا شبان رعیت که خلق چون اغنام بمرغزار خصیب تو را تعندو رغید
💡 ز پنجه شانه گرگان همی شود دشوار چو موی کج شود از باد بر تن اغنام
💡 چو گرگ حیلهگر اندر لباس چوپان شد شبان بگوی که تا چشم پوشد از اغنام
💡 بعهد عدل تو کز کحل حزم همچو غزال بخون گرگ سیاه است دیده اغنام
💡 با پوزه بند باس تو گرگان بوالفضول گیرند پیشوائی اغنام چون نهاز