اعتاب

لغت نامه دهخدا

اعتاب. [ اِ ] ( ع مص ) رضا دادن. || بازگشتن بسوی مسرت کسی از اسائت. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). رضا شدن از کسی یعنی رها کردن چیزی را که بدان سبب بر کسی خشم کرده بود و بازگشتن بسوی مسرت کسی بعد از خشم کردن بر او. واصل آن ازاله کردن عتبه ( خشم و سخط ) باشد و همزه اعتاب برای نفی است چنانکه در اشکاه که بمعنی «اَزال َشکایته » است. ( از اقرب الموارد ). یقال «اعتبنی فلان؛ای عاد الی مسرتی راجعاً عن الاسآءة». ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || خشنود کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( المصادر زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( ترجمان القرآن تهذیب عادل بن علی ).
اعتاب. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ عَتَبَه. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ معین

( اَ ) [ ع. ] جِ عتبه، آستانه، درگاه.

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع عتبه آستانه ها پاشنه های در. یا اعتاب مقدسه. امکن. مقدسه که زیارتگاه مردم است.
جمع عتبه

ویکی واژه

جِ عتبه؛ آستانه، درگاه.

جمله سازی با اعتاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این غلام اگر عود و صندل باشم و یا چوب جنگل و سرو فرخار یا شاخ پرخار، شک نیست که در باغ این دولت بی زوال رسته ام و از خاک و آب این اعتاب والا نشو ونما جسته، العیاذ بالله بحث بر مبدا وارد خواهد آمد که چرا تخم خار در باغ خاص کاشته اند و بیخ تلخ را در مورد سی ساله تربیت داشته؟

💡 با خطابش صبح صادق تابد از شام سیاه باعتابش نار سوزان خیزد از ماء معین

💡 بر سر شوریده تاج «علم الأسما» زدند دین و دل دیوانه را اعتاب «عرش الله» زدند

💡 اصحاب تو گر جمله بر اعتاب تو جمعند وین بنده درین بلده وحیدست و ودیع است

💡 یک تن اما یک سپه در طاعت اعتاب شه یک کس اما یک جهان در بستن ابواب شر

تازیانه یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
تنگه هرمز یعنی چه؟
تنگه هرمز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز