اصلم

لغت نامه دهخدا

اصلم. [ اَ ل َ ] ( ع ص، اِ ) گوش ازبن بریده. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). بریده گوش. ( مهذب الاسماء ). گوش بریده. ( ناظم الاطباء ). از بن بریده گوش، گویا مقطوع الاذن خلقی. ج، صُلم. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). || کیک. ( منتهی الارب ) ( آنندراج )( ناظم الاطباء ). || ( اصطلاح عروض ) بودن آخر جزو وتد مفروق. ( منتهی الارب ). صَلْم اسقاط وتد مفعولات ُ است، مفعو بماند فعلن بجای آن بنهند و فعلن چون از مفعولات ُ خیزد آنرا اصلم خوانند یعنی گوش از بن بریده و چون بدین زحاف [یعنی صلم ] سببی از این جزو کم شده است و وتد ناقص گشته آنرا به گوش از بن بریدن تشبیه کردند. ( از المعجم چ مدرس رضوی ( دانشگاه ) ص 42 ).

فرهنگ معین

(اَ لَ ) [ ع. ] (ص. ) گوش بریده.

فرهنگ عمید

در عروض، ویژگی پایه ای که در آن مفعولاتُ یا فاعلاتن به فع لن تغییر یابد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - گوش از بن بریده. ۲ - وتد مفروق بودن جزو آخر فع لن چون از فاعلاتن خیزد آنرا اصلم خوانند.

ویکی واژه

گوش بریده.

جمله سازی با اصلم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون داد دلم دل گسلم میندهد جز درد و دریغ حاصلم میندهد

💡 این چنین دردی که آمد حاصلم پای ازان ماندست دایم درگلم

💡 حقیقت واصلم در جوهر ذات که اینجا میشناسم جمله ذرّات

💡 واصلم در ذات تو افتاده من سر بسوی حکم تو بنهاده من

💡 از تو صد امید بود اندر دلم وه یکی ز آن صد نیامد حاصلم

داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
ارین یعنی چه؟
ارین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز