فرهنگ معین
(اِ مُ رَ ) (ص مر. ) کنایه از: سرشناس، معروف.
(اِ مُ رَ ) (ص مر. ) کنایه از: سرشناس، معروف.
کنایه از: سرشناس، معروف.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 داستان عشق جوان دلدادهای به نام «سیروس» که تنها فرزند خانوادهٔ اسم و رسم داری است که عاشق یک زن روسپی شده و با وی ازدواج میکند.