لغت نامه دهخدا
اسم ذات. [ اِ م ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) اسم چون قائم بذات باشد و وجود آن وابسته به دیگری نبود آنرا اسم ذات نامند: جامه، نامه، مرد، زن، پسر، بلبل، باغ، پیل. و آن مقابل اسم معنی است. رجوع به اسم معنی شود.
اسم ذات. [ اِ م ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) اسم چون قائم بذات باشد و وجود آن وابسته به دیگری نبود آنرا اسم ذات نامند: جامه، نامه، مرد، زن، پسر، بلبل، باغ، پیل. و آن مقابل اسم معنی است. رجوع به اسم معنی شود.
اسم چون قائم بذات باشد و وجود آن وابسه بدیگری نبود آنرا اسم ذات نامند جامه نامه مرد زن.
اسمهایی که به صورت مستقل در خارج از ذهن وجود دارند و محسوس و قابل دیدن هستند را اسم ذات میگویند (مانند «گل»، «مرد»)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ذاتیست کز علو تجلیست در صفات اسمای امهات مر او راست اسم ذات
💡 خوش بگو اللّه و اسم ذات بین معنیش در صورت و آیات بین
💡 خوش بگو اللّه و اسم ذات بین جمله اشیا مصحف و آیات بین
💡 خوش بگو الله و اسم ذات بین معنیش در صورت و آیات بین
💡 خوی انسان علم الاسماست کاندر اسم ذات میتوان ذات صفا را زینهاری داشتن
💡 اسم ذات اولا همینها بود لام تعریف و اختصاص فزود