استنکار

مترادف‌ها

اعتراض، مخالفت

متضادها

تأیید، پذیرش، موافقت

لغت نامه دهخدا

استنکار. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) ناشناختن. ( منتهی الارب ) ( زوزنی ). || دریافتن خواستن امری را که نمیشناسی آنرا. ( منتهی الارب ). || انکار کردن.
- یاء استنکار؛ یایی که دال بر نکره است: مردی دیدم.

فرهنگ معین

(اِ تِ ) [ ع. ] (مص م. ) ۱ - انکار کردن. ۲ - نشناختن.

فرهنگ عمید

شناختن کسی را منکر شدن، انکار کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - نا شناختن. ۲ - خواستار دریافتن امری نا شناس گردیدن ۳ - انکار کردن. یا یائ استنکار. یائ نکره یائ تنکیر: اسبی خریدم.
ناشناختن

ویکی واژه

انکار کردن.
نشناختن.

جمله سازی با استنکار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از آن جهان شده تابع بامر تو ایشاه که نیستش بجهانداری تو استنکار

💡 «هَیْهاتَ هَیْهاتَ لِما تُوعَدُونَ» ای بعید بعید ما توعدون، اصل هذه الکلمة من المهاهاة، یقال هاهی یهاهی مهاهاة، و العرب تقولها فی الاستبعاد و الاستنکار و تستحسن فیها التکرار و تدخل فیها اللام و تحذفها تقول هیهات هذا الامر ای هو بعید، و هیهات لهذا الامر ای بعدا، و قرأ ابو جعفر هیهات هیهات بکسر التّاء.

💡 که بهره گیرد از آن بحر و کان باستنکار اگر نه آمده او ضامن و فرشته رزق

💡 اتحادیه بین‌المللی در بیانیه‌ای رسمی، استنکار شدید خود را نسبت به نقض حقوق بشر در مناطق جنگ‌زده و آسیب‌پذیر جهان اعلام کرد.

💡 بسیاری از سیاست‌مداران از اقدام غیرقانونی دولت جدید، استنکار کردند و خواستار برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه در کوتاه‌ترین زمان ممکن شدند.

💡 واکنش تند مردم و استنکار گسترده سازمان‌های مدنی، باعث شد که دولت مجبور به بازنگری در قوانین جدید مربوط به آزادی رسانه‌ها شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران