لغت نامه دهخدا
استقراض. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) وام خواستن. ( منتهی الارب ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). وام کردن. وام گرفتن. قرض کردن. قرض خواستن.
- استقراض کردن؛ وام خواستن.
استقراض. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) وام خواستن. ( منتهی الارب ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). وام کردن. وام گرفتن. قرض کردن. قرض خواستن.
- استقراض کردن؛ وام خواستن.
(اِ تِ ) [ ع. ] ۱ - (مص م. ) وام خواستن، قرض گرفتن. ۲ - (اِمص. ) وام خواهی.
قرض خواستن، قرض کردن.
قرض خواستن، قرض کردن، وام خواستن، وام گرفتن ازکسی
۱ - ( مصدر ) وام خواستن قرض گرفتن. ۲ - ( اسم ) وام خواهی. جمع: استقراضات
وام خواستن، قرض گرفتن.
وام خواهی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ابتدا سفارت بریتانیا و پس از مدتی سفارت روسیه مخالفت خود را با تشکیل این مجلس به جای مجلس منتخب مردم اعلام کردند و شاه را تحت فشار گذاشتند. شاه برای استقراض، از دولت پادشاهی آلمان کمک خواست و وعده داد در آینده اجازه ورود منتخبانی از مردم را به این مجلس خواهد داد. اما سفیر آلمان هم مخالفت کرد و حاضر نشد به شاه کمک کند.
💡 عراق در حدود ۷۵ میلیارد دلار بدهی جنگی به بار آورد. استقراض از آمریکا باعث شد که عراق تبدیل به کشوری بدهکار شود. از طرفی، هیچ دستاوردی در جنگ با ایران نداشت، و این وضعیت برای صدام حسین، که به دنبال ملیگرایی عربی بود، شرمآور بود.
💡 بنابر اظهارات علی طیبنیا، نیمی از تورم فزاینده به ارث گذاشته شده توسط دولت دهم، به موجب اجرای نادرست طرح مسکن مهر میباشد. استقراض سنگین دولت از بانک مرکزی و پرداخت تسهیلات بیرویه به مردم از جمله ساز و کارهای اشتباه این طرح بودهاست.
💡 در اواخر سال ۱۳۶۸ با مطرح شدن مسئلهٔ استقراض خارجی، منتظری در سخنرانی اعتراضی این مطلب را عنوان کرد که «استقراض خارجی به ضرر مملکت است و به استقلال سیاسی و اجتماعی ما لطمه میزند». این انتقاد موجب شد که عدهای به سوی بیت او هجوم آورند و پس از دادن شعارهای توهینآمیز و کندن تابلوی دفتر وی محل را ترک کنند.