لغت نامه دهخدا
ارصد. [ اَ ص َ ] ( ع ن تف ) نعت تفضیلی از رصد. ارقب. چشم داشته تر:
انّی لامن ُ من عدوّ عاقل
و اخاف خِلّاً یعتریه جنون
فالعقل فن واحد و طریقه
ادری و ارصد و الجنون فنون.
ارصد. [ اَ ص َ ] ( ع ن تف ) نعت تفضیلی از رصد. ارقب. چشم داشته تر:
انّی لامن ُ من عدوّ عاقل
و اخاف خِلّاً یعتریه جنون
فالعقل فن واحد و طریقه
ادری و ارصد و الجنون فنون.
(اَ صَ ) [ ع. ] (اِ. ) آواز پانزدهم از هفده آواز اصول.
آواز پانزدهم از هفده آواز اصول.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفت: نه! تو گفته بودی که گذر بر بایزید کن. بر او رفتم چنین پرسید، و من چنین جواب دادم و او چنین گفت، من از هول این سخن بازگردیدم تا تو را بیاگاهانم. شقیق زیرک بود. عیب این سخن بر خود بدید که چنین گویند که چهارصد خروار کتاب داشت، و مردی بزرگ بود. لکن پنداشت بزرگان را بیشتر افتد. پس شقیق مرید را گفت: تو نگفتی که اگر او چنان است تو چگونهای؟
💡 مرکز این استان شهر سان خوزه است. جمعیت آن حدود چهارصد و هفتاد هزار نفر است. مساحت این استان دو هزار و پانصد کیلومتر مربع است.
💡 در ۲ اکتبر ۲۰۱۷، گزارش شد که کلوبک مبلغ چهارصد هزار دلار به پویش «به من پول بده» مربوط به حادثهٔ تیراندازی لاس وگاس استریپ اهدا کرده تا به نفع قربانیان آن هزینه شود.
💡 شیخ بزرگوار ابوالحسن خرقانی، نامش علی بن جعفر است و از بزرگترین صاحبدلان بود، و بشب عاشورای سال چهارصد و بیست و پنج وفات یافت.
💡 در بخشهای تصویربرداری مسجد امام اصفهان که واقعه مسجد گوهرشاد بازسازی شدهاست روزانه چهارصد نفر هنرور به مدیریت حسن علیرضایی حضور داشتند.