ادناس

لغت نامه دهخدا

ادناس. [ اَ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ دَنس، بمعنی آلوده به ریم و مرد آلوده آبرو و زشت خو. || ج ِ دَنس، بمعنی ریمناکی و چرک. ( غیاث ).

فرهنگ معین

(اَ دُ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ دَنس، آلوده به چرک، آلوده به زشتخویی.

فرهنگ عمید

۱. = دنس
۲. افراد فرومایه.

فرهنگ فارسی

جمع دنس به معنی پلید، چرکین، چرک آلود
آلوده بریم و مرد آلوده آبرو و زشت خو

ویکی واژه

جِ دَنس؛ آلوده به چرک، آلوده به زشتخویی.

جمله سازی با ادناس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 من که خلوت سرای قدر تو را جان من در مقام او ادناست

💡 محترز باش ز آلایش ادناس هوا پاک رو را بتر از صحبت ناپاکی نیست

💡 واغسل الادناس عنی بالمدام واملا الاقداح منها یا غلام

💡 یا حسرتی عند جمع الصالحین غدا ان کنت حامل اوزاری و ادناسی

💡 بود منزّه از اوصاف سایر مردم بود مطهّر از ادناس ناس تن‏پرور

💡 تمام این همه بدبختی است و بی علمی که هر که را نبود علم اسفل و ادناست

اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز