خضلاف

متضادها

توافق، مطابقت

لغت نامه دهخدا

خضلاف. [ خ ِ ] ( ع اِ ) درخت مقل. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از اقرب الموارد ). مقل مکی. ( یادداشت بخط مؤلف ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران