لغت نامه دهخدا
( آوران ) آوران. [ وَ ] ( نف، ق ) در حال آوردن.
( آوران ) آوران. [ وَ ] ( نف، ق ) در حال آوردن.
( آوران ) در حال آوردن
اسم: اوران (دختر) (فارسی)
معنی: در گویش سیستان
اوران (اوت گارون). اوران ( به فرانسوی: Aurin ) یک کمون در فرانسه است که در اوت - گارون واقع شده است. اوران ۷٫۴۹ کیلومتر مربع مساحت دارد ۲۲۵ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
اوران (مهاراشترا). اوران ( به انگلیسی: Uran ) یک منطقهٔ مسکونی در هند است که در Raigad district واقع شده است. اوران ۳۰٬۴۳۹ نفر جمعیت دارد و ۲۱ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
(جانوری): آنچه در بدن به سمت مرکز میرود، مانند عصبی که تحریکات محیط را به نخاع میبَرد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کار تورینگ، بهسبب انتشار اثبات او پس از اثبات آلونزو چرچ در جبر لاندا، قابل درک و پذیرفتنی است. همچنین مفهوم «ماشین جامع (تورینگ)» و این ایده که چنین ماشینی میتواند کار هر ماشین دیگر را انجام دهد، بسیار نوآورانه است. این مقاله همچنین اعداد تعریفپذیر را نیز معرفی میکند.
💡 ز گردان ایران دو چل کشته شد کجا روز جنگ آوران گشته شد
💡 تیم آلفا استار بر اساس نوآورانهترین و لوکسترین خدمات و خدمات جت خصوصی کار میکند بنحوی که مشتریان را قادر میسازد از راحتی و حفظ حریم خصوصی بهترین هواپیماهای لوکس لذت ببرند. خدمات آلفا استار برای پاسخگویی به خواستههای مشتریان و تمایلات کارکنان طراحی شدهاست.
💡 طغان شاه چون باد بر شد به زین برانگیخت نامآوران را به کین
💡 آقای احمد سمیعی در بهمن ۱۳۹۸ درگذشت و در قطعه ۲۵۵ (قطعه نام آوران) بهشت زهرا در تهران به خاک سپرده شد. [۲]
💡 همی زد به جنگآوران چوبدست سران را ز افراز میکرد پست