آن سری

لغت نامه دهخدا

( آن سری ) آن سری. [ س َ ] ( ص نسبی ) عقبائی. اُخرَوی. آخرتی. || خدائی. الهی. غیبی. مقابل این سری:
باشم گستاخ وار با تو که لاشی کند
صد گنه این سری یک نظر آن سری.سنائی.سری دارم چو حافظ مست لیکن
بلطف آن سری امّیدوارم.حافظ.

فرهنگ معین

( آن سری ) (سَ ) (ص نسب. ) اخروی، آخرتی، مق. این سری، خدایی، الهی، غیبی.

فرهنگ عمید

( آن سری ) ۱. آن طرفی.
۲. [مقابلِ این سری] [مجاز] آخرتی، اخروی، آن جهانی: باشم گستاخ وار با تو که لاشی کند / صد گنه این سری یک نظر آن سری (سنائی۲: ۳۱۵ ).
۳. [مجاز] غیبی، خدایی: برآوردن ز مغرب آفتابی / مسلّم شد ضمیر آن سری را (مولوی۲: ۱۰۴ ).

فرهنگ فارسی

( آن سری ) ( صفت ) ۱ - اخروی عقبایی آخرتی مقابل این سری. ۲ - خدایی الهی غیبی مقابل ین سری.

ویکی واژه

اخروی، آخرتی؛ م
این سری، خدایی، الهی، غیبی.

جمله سازی با آن سری

💡 موی لاغرتر همی یا جسم من یا آن میان کوه سنگین تر همی یا آن سرین یا بار من

💡 کار به تدبیر نیست، بخت به زور آوری دولت و جاه آن سریست، تا که کند اختیار

💡 ارائه شد. در نتیجه این الگوریتم که امروزه الگوریتم کاراتسوبا نامیده می‌شود، فرضیه آندری کولموگوروف که طبق آن سریع‌ترین الگوریتم ضرب دارای پیچیدگی

💡 هر آن سری که بر آن آستان نگردد خم چو حلقهٔ در آن کوی سربلند مباد

💡 قابل تاج سلاطین هیچ می دانی که کیست آن سری کاندر جهان شد ساعتی پامال او

💡 مگو با من چه ربطیست این که با دلدار دارد دل که آن سریست دل می‌داند و دلدار می‌داند