لغت نامه دهخدا
چادر چاقچور کردن. [ دَ / دُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ملبس به چادر و چاقچور شدن. چادر و چاقچور پوشیدن. || کنایه از آماده شدن زن برای خارج شدن از خانه.
چادر چاقچور کردن. [ دَ / دُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ملبس به چادر و چاقچور شدن. چادر و چاقچور پوشیدن. || کنایه از آماده شدن زن برای خارج شدن از خانه.
ملبس به چادر و چاقچور شدن ٠ چادر و چاقچور پوشیدن ٠ یا کنایه از آماده شدن زن برای خارج شدن از خانه ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از دیگر اقدامات مشابه نیز، برای نمونه برای خو گرفتن ایرانیان با آمیختگی زن و مرد، در اوایل ماه خرداد ۱۳۱۴، رضاشاه به وزرا، مدیران، رئیسان و کارمندان دولتی فرمان داد که هفتهای یکبار با همسرهای خود در کلوپ ایران، حاضر شوند. رضاشاه افزوده بود که «چادر و چاقچور دشمن ترقی و پیشرفت مردم است.