( آب کشیدن ) آب کشیدن. [ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) حمل آب از جایی. || بیرون آوردن آب با دلو و مانند آن از چاه و حوض و جز آن. نَزْح. || تطهیر شرعی و نمازی کردن چیزی متنجس. || شستن جامه صابون زده با آب خالص تا اثر صابون بشود. || آب کشیدن زخم و جراحتی؛ ریم و چرک پیداکردن آن بسبب آلوده شدن با آب ناپاک. هو کشیدن. || آب کشیدن غذائی؛ خورنده را تشنگی آوردن.
( آب کشیدن ) (کَ یا کِ دَ ) (مص ل. ) ۱ - کشیدن آب از چاه. ۲ - شستن جامه در آب تا کف ناشی از صابون از بین برود. ۳ - تطهیر شرعی. ۴ - (عا. ) چرکین شدن زخم در اثر آب آلوده.
( آب کشیدن ) حمل آب از جایی به جایی
risciacquare
sciacquare
کشیدن آب از چاه.
شستن جامه در آب تا کف ناشی از صابون از بین برود.
تطهیر شرعی.
چرکین شدن زخم در اثر آب آلوده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حدیث آب کشیدن ز جوی؛ باز آمد سبو شکسته و تر کرده جامه چندین بار
💡 از چاه دولت آب کشیدن طمع مدار کان دلوها درید و رسنها ز تاب شد
💡 عاقبت زاهد سر در قدح باده نهاد بسکه عادت بدهن آب کشیدن دارد
💡 اول: چیزی که از مباحات باشد، و از مالکی گرفته نشود مثل: معدنیاتی که بلا مالک باشد و احیای اراضی موات، و صید حیوانات، و هیمه کشی و خارکنی از صحرای موات، و آب کشیدن از رودخانه و شطوط و اینها همه حلال است، اگر دیگری آن را تصرف نکرده باشد، از کسانی که مال او شرعا محفوظ است و تفصیل احکام شرعیه آنها در کتاب احیاء موات از کتب فقهیه است.
💡 جهان بود ازین پیش سرتاسر آب کشیدندش از خاک نقشی بر آب
💡 بفرمود تا مردگان را ز آب کشیدند هم در زمان بر شتاب