ابتلاع

لغت نامه دهخدا

ابتلاع. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) فروبردن با حلق و گلو. بلع. ( زوزنی ). بگلو فروبردن. بلعیدن. فروبردن. فرودادن. تو دادن. قورت دادن ( در تداول عامه ).

فرهنگ معین

(اِ تِ ) [ ع. ] (مص م. ) بلعیدن، فرو دادن، قورت دادن.

فرهنگ عمید

به گلو فروبردن، بلعیدن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) فرو بردن به حلق و گلو بلع بگلو فرو بردن بلعیدن فرو دادن تو دادن قورت دادن.

ویکی واژه

بلعیدن، فرو دادن، قورت دادن.

جمله سازی با ابتلاع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دهان ببندم و بسته شکر همی‌خایم که تا به جان برسد خوش به ابتلاع شکر

سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز