آشوبناک
مترادفها
پرآشوب، متلاطم، پر هرج و مرج
متضادها
آرام، منظم، باثبات
لغت نامه دهخدا
( آشوبناک ) آشوبناک. ( ص مرکب ) پرآشوب.
فرهنگ عمید
( آشوبناک ) پرآشوب.
فرهنگ فارسی
( آشوبناک ) ( صفت ) پر آشوب
پر آشوب
( آشوب ناک ) پر آشوب
ویکی واژه
آشوبناک
آشوبی، آشوبانگیز، متلاطم. آشوب: به هم خوردن نظم، هرجومرج، بینظمی.
جمله سازی با آشوبناک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گزاینده عفریتی آشوبناک شتابنده چون اژدها بر هلاک
💡 یکی دیگر از ویژگیهای جالب آونگ کاپیتسا این است که موقعیت تعادل پایین، که آونگ پایینتر از مفصل قرار گرفتهاست، دیگر پایدار نیست. دامنهٔ هر انحراف ناچیز از حالت عمود، با گذشت زمان افزایش مییابد. تشدید پارامتریک نیز میتواند در این موقعیت رخ دهد، و رژیمهای آشوبناک را میتوان وقتیکه جاذبهای شگفت در بخش پوانکاره وجود دارند، در سیستم مشاهده کرد.
💡 شه از خواب سربرزد آشوبناک دل پاک را کرد از اندیشه پاک
💡 دراز و تیره رهی بود بیتو در پیشم درشت و ناخوش و آشوبناک و پهناور