تاسف خوردن

تعریف:

تاسف خوردن یک فعل مرکب در زبان فارسی است که به معنای احساس ناراحتی، اندوه یا پشیمانی به خاطر یک رویداد، عمل یا وضعیت خاص به کار می‌رود. این عبارت زمانی استفاده می‌شود که فرد به دلیل وقوع یک حادثه ناگوار یا ناپسند، احساس ناراحتی یا دلسوزی می‌کند.

اجزای کلمه:

تاسف: این کلمه به معنای احساس ناراحتی یا پشیمانی است. تاسف به علت از دست دادن چیزی یا وقوع یک واقعه ناخوشایند به وجود می‌آید.

خوردن: در اینجا به معنای احساس کردن یا تحمل کردن است. در زبان فارسی، این فعل در ترکیب‌های مختلف برای بیان احساسات به کار می‌رود.

کاربردها:

احساسات شخصی: فرد ممکن است به خاطر یک اشتباه شخصی یا یک واقعه غم‌انگیز، تاسف بخورد. به عنوان مثال: او به خاطر رفتار ناپسندش تاسف خورد.

همدردی: این عبارت می‌تواند برای بیان همدردی با دیگران نیز استفاده شود. مثلاً: من برای او تاسف می‌خورم که چنین اتفاقی برایش افتاد.

پشیمانی: در مواقعی که فرد از تصمیم یا عمل خود پشیمان است، می‌تواند بگوید: من از اینکه این کار را کردم، تاسف می‌خورم.

لغت نامه دهخدا

تأسف خوردن. [ ت َ ءَس ْ س ُ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) اندوه خوردن. افسوس خوردن.دریغ خوردن: بسیار تأسف خورد و توجع نمود. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 371 ). و بر تعجیلی که از تسویل شیطان و تخییل بهتان رفته تأسف ها خورد. ( سندبادنامه ص 153 ). دوان آمد و تلطف کرد و تأسف خورد. ( گلستان ). و بر عمر تلف کرده تأسف میخوردم. ( گلستان ).
هوایی که در جیب یوسف خورد
ز محرومی او تأسف خورد.طغرا ( از آنندراج ).رجوع به تأسف و ترکیبات آن شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) اندوه خوردن افسوس داشتن دریغ خوردن.

جملاتی از کلمه تاسف خوردن

این که می‌گفتی پشیمانم ز قتل محتشم از تاسف خوردن ناچاریت معلوم شد
ور نبودت ننگ و عار از کشتن من بعد قتل آن تاسف خوردن و انگشت خائیدن چه بود