استعلاج. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) طلب علاج کردن. ( غیاث ).
- استعلاج بیمار؛ معالجه طلبیدن. درمان خواستن او.
|| زفت شدن پوست. ( زوزنی ). زفت پوست شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). درشت گردیدن پوست. ( منتهی الارب ). سخت شدن پوست. ستبر و سخت شدن پوست.
(اِ تِ ) [ ع. ] ۱ - (مص م. ) درمان بیماری طلبیدن. ۲ - (اِمص. ) چاره جویی.
۱. علاج خواستن، درمان خواستن، طلب چاره و علاج کردن.
۲. معالجه کردن، درمان کردن.
علاج خواستن، طلب علاج کردن، درمان درد خواستن، طلب چاره و علاج کردن
۱ - ( مصدر ) درمان جستن علاج بیماری طلبیدن مداوای مرض خواستن. ۲ - چاره خواستن. ۳ - ( اسم ) چاره جویی.
درمان بیماری طلبیدن.
چاره جویی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نه دست من از پیکر نزکف علم افتاده است پس ازچه نرانم اسب اندر پی استعلاج
💡 سرعت پرواز ما را پرگشودن غفلت است ذره تا خورشید می خندد به استعلاج ما
💡 روز جمعه، ۲۷ مارس ۲۰۱۵ (۷ فروردین ۱۳۹۴) پلیس شهر دوسلدورف که منزل شخصی آندریاس لوبیتز در آن قرار دارد اعلام کرد که در بازرسی از منزل او مدارکی دال بر ابتلای وی به بیماری افسردگی پیدا کرده است. یک گواهی پزشکی پاره شده نیز در میان این مدارک است که بر اساس آن پزشک در روز پرواز برای وی مرخصی استعلاجی نوشته است.
💡 احمد باطبی با وثیقهٔ لطفالله میثمی برای مرخصی استعلاجی از زندان خارج شد و سپس گریخت. این وثیقه منزل مسکونی میثمی است. باطبی در پاسخ به منتقدان در مورد وثیقهٔ آزادی خود، گفت تاکنون که نه وثیقهای مصادره شده و نه کسی حتی تهدید به توقیف آن کردهاست. مناسبات من با آقای میثمی به خودمان مربوط است و من تدبیری هم اندیشیدهام که اگر مسئلهای متوجه ایشان شد، آن را حل کنم.
💡 وی در ۱۵ دیماه ۱۳۹۵ پس از قریب به یازده سال حبس، تحت عنوان مرخصی استعلاجی و با قرار وثیقه سنگین، اجازه ترک زندان را یافت و در حصر خانگی بسر میبرد.
💡 بکتاش آبتین در مدتی که دوران حبس خود را در زندان اوین میگذارند، دو بار به ویروس کرونا مبتلا شد؛ اولین بار، خبرگزاری هرانا در ۱۵ فروردین ۱۴۰۰ ابتلای او به کرونا را تأیید کرد و گفت که هیچ امکانات و تمهیدات پیشگیرانهای وجود نداشته و سالن هواخوری تمام سالنهای بند ۸ زندان اوین مشترک است. درنهایت بهجای مرخصی استعلاجی یا انتقال به بیمارستان، او را قبل از پایان دوره بیماریاش به بند برگرداندند.