اترج

لغت نامه دهخدا

اترج. [ اُ رُج ج ] ( معرب، اِ ) ج ِ اُتْرُجَّه ( معرب از فارسی ترنج ). مَتک. ( زمخشری ). زرین درخت. ( ریاض الأدویه ). باتو. اُترُنجه. تُرنج. ( زمخشری ). و فی شرح الفصیح للمرزوقی: الأترج فارسی معرب. ( المزهر ). تفاح مائی. ( برهان ). بعض لغت نامه نویسان اترج را بالنگ گفته اند و ظاهراً این درست نباشد. من میوه آنرا به عراق عرب دیدم شکل آن مایل بشلجمی و ظاهر پوست آن بملاست نزدیک یعنی نکنده های آن تقریباً نامرئی و در غایت خوشبوئی و چون یکی از بهترین عطرها و عطر آن نه از نوع عطر سایر مرکبات است.

فرهنگ معین

(اُ رُ ) [ ع. ] ( اِ. ) ترنج، بالنگ.

فرهنگ عمید

= بالنگ

فرهنگ فارسی

ترنج، بالنگ، بعربی نیزاترج واترنج وترنج گویند
( اسم ) ترنج بالنگ

ویکی واژه

ترنج، بالنگ.

جمله سازی با اترج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از آب تحت فشار در برش با جت آب استفاده می‌شود. همچنین، برای برش دقیق از تفنگ آب فشار قوی استفاده می‌شود. واترجت بسیار خوب کار می‌کند، نسبتاً ایمن است و برای محیط زیست مضر نیست. همچنین در خنک سازی ماشین آلات برای جلوگیری از گرم شدن بیش از حد، یا جلوگیری از گرم شدن تیغه‌های اره از آب تحت فشار استفاده می‌شود.

💡 عاصمه کاترجی (بنگالی: অসীমা চট্টোপাধ্যায়؛ زاده ۲۳ سپتامبر ۱۹۱۷ درگذشته ۲۲ نوامبر ۲۰۰۶) یک سیاستمدار، شیمی‌دان و گیاه‌شناس اهل هند بود.

💡 سه سال بعد، در سال ۱۳۷۶، او انتشارات کاروان را تأسیس نمود و دو سال پس از تأسیس آن، پائولو کوئلیو، نویسنده مشهور برزیلی و خالق کیمیاگر، او را مترجم رسمی آثارش به زبان فارسی معرفی کرد. آرش حجازی از جمله مترجمانی است که باترجمه اغلب آثار این نویسنده عارف مسلک برزیلی و دعوت او به ایران به شهرت رسید.

💡 باده از افیون نشاید خورد و من از سلع و عشر اترج از زیتون نشاید بر دو قند از صبر و صاب

💡 سیف کتب و مقالات بسیاری در زمینهٔ اقتصاد، سیاست و تاریخ مشروطه به رشتهٔ تحریر درآورده یاترجمه کرده‌است. برخی از کتب چاپ شدهٔ وی به شرح زیر اند:

بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
دومین یعنی چه؟
دومین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز