آشفته کردن

مترادف‌ها

پریشان کردن، ناآرام کردن، مخل کردن، بی‌قرار کردن

متضادها

آرام کردن، تسکین دادن

فرهنگ فارسی

( آشفته کردن ) ( مصدر ) آشفته کردن شوریدن

ویکی واژه

آشفته‌کردن
به هم زدن جایی یا چیزی، و به مجاز ناراحت کردن. اسم آن مرد بی هیچ مقدمه درون او را آشفته کرد. «بزرگ‌علوی»

جمله سازی با آشفته کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شد مرا با درون آشفته کردنی کرده گفتنی گفته

💡 اندام تیامات را آشفته کردند، با هنگامه خویش «منزلگاه الهی» را پریشان کردند. آپسو نتوانست از هیاهوی آنها بکاهد، تیامات اما در پیش آنها آرام بود. کردارشان برایش کریه بود، رفتارشان توهین‌آمیز، اما تیامات بخشنده بود. آپسو، به‌وجودآور خدایان وزیر خود مومو را فراخواند و هر دو به نزد تیامات رفتند. درباره فرزندان خود، خدایان، مشورت کردند. آپسو به صدای بلند به تیامات گفت که از هیاهوی آنها در روز آرام و شب خواب آرام ندارد. باید رفتار آنها پایان یابد. تیامات خشمگین می‌شود و بر همسرش فریاد می‌زند که آیا بر آنچه خود پدید آوردیم پایان نهیم؟ اما وزیر، مومو، آپسو را در کارش تشویق می‌کند. آپسو شادمان می‌گردد و دست در گردن وی می‌اندازد.

💡 سخنرانی‌های پر هرج و مرج در میادین عمومی می‌تواند باعث آشفته کردن افکار عمومی و ایجاد اضطراب در میان شهروندان شود که بسیار خطرناک است.

💡 ورود ناگهانی و بی‌مقدمه افراد غریبه به جلسه می‌تواند باعث آشفته کردن فضای آرام محیط شده و تمرکز شرکت‌کنندگان را به کلی از بین ببرد.

💡 تلاش برای آشفته کردن آرامش جامعه با انتشار اخبار جعلی و دروغین، از روش‌های خطرناک برای ایجاد تفرقه و بی‌نظمی در میان مردم است.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران