آش پختن

آشپختن به عنوان یک مصدر، دو معنای متمایز را در بر می‌گیرد. در کاربرد اصلی و تحت‌اللفظی خود، به فرایند تهیه و پختن آش اشاره دارد، که نوعی خوراک سنتی ایرانی است. این معنا به طور مستقیم با آشپزی و آماده‌سازی مواد غذایی مرتبط است. با این حال، آشپختن در زبان فارسی کاربرد مجازی و کنایه‌آمیزی نیز دارد. در این معنا، به مفهوم طراحی و اجرای یک توطئه یا دسیسه علیه فردی به کار می‌رود. زمانی که گفته می‌شود آشی برای کسی پختن، منظور این است که نقشه‌ای برای آزار یا فریب او کشیده شده و مقدمات آن چیده شده است. این تعبیر، اشاره به طرح‌ریزی مخفیانه و هدفمند برای ایجاد دردسر یا مشکل برای شخص دیگر دارد. به طور خلاصه، این اصطلاح چندوجهی است و بسته به بافت جمله، می‌تواند به معنای واقعیِ پختن یک غذا یا به معنای استعاریِ توطئه‌چینی و ایجاد فتنه به کار رود. درک تمایز میان این دو کاربرد، برای تفسیر صحیح عبارات حاوی این کلمه ضروری است.

مترادف‌ها

آش درست کردن

لغت نامه دهخدا

اشپختن. [ اِ پ ُ ت َ ] ( مص ) شپوختن. رجوع به اشپوختن شود.

فرهنگ فارسی

( آش پختن ) ( مصدر ) پختن و آماده کردن آش یا آش پختن برای کسی. توطئه ای برای او ترتیب دادن کسی را برای اذیت کردن وی برانگیختن: آشی برایت بپزم که خودت حظ کنی.

ویکی واژه

آش‌پختن
(گفتگو): تهیه نوعی خوراک از غلات که و حبوبات معمولا آش نامیده می‌شود.
برای کسی آش پختن کنایه از: کاری به زیان او انجام دادن، یا توطئه چیدن برای او.
برای تنبیه و ادب کردن او تصمیم‌هایی گرفتن.

جمله سازی با آش پختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مطبخی ایست ناگوار مرا شهره گشته بآش پختن کست

💡 مادربزرگ با عشق فراوان مشغول آش پختن بود و عطر خوش آن غذای سنتی تمام فضای خانه را پر کرده بود که همه را برای خوردن دعوت می‌کرد.

💡 در روزهای سرد زمستان، هیچ چیزی لذت‌بخش‌تر از آش پختن یک غذای گرم و پر از سبزیجات تازه در کنار خانواده و دوستان صمیمی و نزدیک نیست.

💡 او تمام صبح را صرف آش پختن کرد تا برای مهمانی امشب بتواند یک غذای اصیل و سنتی که همه دوست دارند را برای مهمانانش آماده کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران