فرهنگ معین
(اِ لِ ) [ ع. اطالة ] (مص م. ) دراز کردن، به درازا کشیدن.
(اِ لِ ) [ ع. اطالة ] (مص م. ) دراز کردن، به درازا کشیدن.
طول دادن، دراز کردن، به درازا کشاندن.
* اطالهٴ کلام: طول دادن کلام، به درازا کشاندن سخن.
* اطالهٴ لسان: [مجاز]
۱. زبان درازی کردن، زبان درازی.
۲. پرگویی.
( مصدر ) طول دادن چیزی را دراز کردن بدرازا کشیدن: اطال. کلام.
[ویکی فقه] طول دادن را اطاله گویند. در باب های طهارت، صلات، حج و اطعمه و اشربه به مناسبت آمده است.
مستحب است کسی که به عیادت بیمار می رود، جز به خواست بیمار، عیادت را طول ندهد.
رعایت عدم اطاله در نماز جماعت
استحباب رعایت حال ناتوان ترین مأمومان توسط امام جماعت به طول ندادن افعال نماز از قبیل قنوت، رکوع و سجود- مگر همۀ مأمومان بخواهند-.
مواردی از استحباب اطاله در نماز
استحباب طول دادن رکوع توسط امام جماعت در صورتی که متوجه شود شخصی وارد مسجد شده و قصد اقتدا دارد، استحباب طول دادن افعال نماز فرادا به ویژه قنوت نافلۀ وتر و نیز نماز شب در صورت داشتن وقت و نماز آیات به ویژه هنگام خورشید گرفتگی، از موارد استحباب اطاله در نماز است.
اطاله توقف بر کوه صفا
...
اطالة
دراز کردن، به درازا کشیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دائرةالمعارف بزرگ اسلامی نواقص موجود در نثر سفرنامه را بیشتر متوجه ابن جزی میداند و معتقد است تلاش او برای یکپارچه کردن داستانهای مجزایی که ابن بطوطه نقل میکرد، باعث حدی از اعمال سلیقه توسط او شدهاست. به طوری که در میان جملات ساده و نزدیک به محاورهٔ ابن بطوطه، جملات پرطمطراق و عبارات مسجع و اطالهٔ کلام توسط ابن جزی دیده میشود. همچنین در بخشهایی از سفرنامه که مربوط به شام و عربستان است، گاه اشعاری بیربط به موضوع و نیز نوشتههایی از سفرنامهٔ ابن جبیر را میتوان در مقدمهٔ معرفی شهرها مشاهده کرد.
💡 دیگر مصلحتی دیگر که از من کرده و مشتبه نبودن جواب را بقید قسم شرط نموده بودید، جوابش این است که اگر واقعا بسخن من بروید حالیا مصلحت وقت در آن میبینم که ملازمان سامی تن بقضا در داده و بند از گلوی همیان گشاده با کمال جلال وارد دارالخلافه شوید و هر که خواهد و هر چه خواهد بدهید. بچه های طهران را خودتان بهتر میشناسید بزر و سیم فرود آوند و لیس هذا اول قاروره کست فی الاسلام. اگر خواهید خست ملائی را در کسوت میرزاتی خرج دهید از پیش نمیرود و کار عیب میکند. با من بحث خواهی کرد که چرا در ترک اقاله چندان اطاله کردم و شما را بعد از وارستگی بر سر کار عاشقی آوردم.