امتناع کردن

لغت نامه دهخدا

امتناع کردن. [ اِ ت ِ ک َدَ ] ( مص مرکب ) سرباز زدن. باز ایستادن: و شیرویه را بر پدر بیرون آوردند و او امتناع می کرد،گفتند اگر تو نکنی ما دیگری را بیاریم. ( فارسنامه ابن بلخی ). ایاس بن قبیصه را بفرستاد به بنی شیبان و آنرا از ایشان بازخواست ایشان امتناع کردند. ( فارسنامه ابن بلخی ). رجوع به امتناع و امتناع نمودن شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) خودداری کردن ابائ کردن.

جمله سازی با امتناع کردن

💡 دودمان شیعه‌مذهب صفوی جامعه زرتشتیان که زمانی جامعه پر جنب و جوش بود را ویران کرد. صفویان طبق سیاست رسمی خود می‌خواستند همه به مذهب شیعه بپیوندند و صدها هزار زرتشتی و سایر اقلیت‌هایی که امتناع کردند را کشتند. در نتیجه، اکثر زرتشتیان راهی هند شدند و فقط حدود ۲۰ درصد جمعیت زرتشتی در ایران باقی مانده بودند که اکثر آن‌ها نیز در اواخر قرن نوزدهم مجبور به مهاجرت شدند زیرا سلسله قاجار محدودیت‌های بیشتری را بر آنها تحمیل کرد.

💡 مرزبان بن محمد برادرش وهسودان بن محمد را به عنوان جانشین خود تعیین کرده بود. با این حال، هنگامی که وهسودان به آذربایجان آمد، فرماندهان قلعه‌ها از تسلیم کردن قلاع خود امتناع کردند و در عوض پسر مرزبان، جستان بن مرزبان را به عنوان جانشین خود شناختند. لذا وهسودان به طارم بازگشت. جستان به عنوان حاکم در آذربایجان شناخته شد، و برادرش ابراهیم فرماندار دوین شد. به نظر می‌رسد که جستان در درجه اول به حرمسراش علاقه داشته‌است.

چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز