در تحلیل مفاهیم مرتبط با حرکت و عملکرد، واژگان متعددی برای توصیف جریان امور یا سرعت کنشها به کار میروند. یکی از این مفاهیم بنیادین، «کُندی» است که در تقابل مستقیم با «تندی» و «سرعت» قرار میگیرد. اصطلاحاتی چون «آهسته کار» یا «بطئ» که به آرامی انجام دادن یک کار یا داشتن حرکتی کند اشاره دارند، در ادبیات فارسی جایگاه ویژهای دارند و برای توصیف فرآیندهایی که نیازمند تأمل و احتیاط هستند، به کار میروند. این کلمات، همگی بیانگر حالتی هستند که در آن، زمان صرفشده برای دستیابی به یک نتیجه، طولانیتر از حد معمول تلقی میشود و این امر میتواند در بستر یک صفت برای توصیف ماهیت یک فرد یا یک سیستم به کار رود.
در نقطه مقابل، مفاهیمی چون «تند» و «سریع» دلالت بر عاملیت یا عاملی دارند که با حداقل اتلاف وقت به هدف نائل میآید. این دو واژه، غالباً بار معنایی مثبتتری داشته و در محیطهای کاری و رقابتی امروز، مترادف با کارایی و چابکی تلقی میشوند. تضاد میان «دیر جنب» به عنوان اشارهای به تأخیر در واکنش یا شروع، و «سریع» به عنوان نماد اقدام بهموقع، یک دوگانگی اساسی در سنجش عملکرد افراد و سازمانها ایجاد میکند.