اخطاء. [ اِ ] ( ع مص )خطا کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). || منسوب بخطا کردن. خطا گرفتن بر کسی. || اخطاء فی دینه؛ براه خطا رفت بقصد و یا بی قصد. || فاگذشتن از کسی که قصد وی داری. ( تاج المصادر ) ( زوزنی ). || بر گام زدن داشتن. ( تاج المصادر بیهقی ): اخطیته؛ واداشتم او را بر گام زدن.
اخطاء. [ اَ طَءْ ] ( ع ن تف ) نعت تفضیلی از خَطَاء. خطاکارتر.
- امثال:
اخطاء من ذباب.
اخطاء من فراشة.
(اَ ) [ ع - فا. ] ۱ - (مص ل. ) خطا کردن، اشتباه کردن. ۲ - (مص م. ) منسوب به خطا کردن، خطا گرفتن بر کسی.
خطا کردن، اشتباه کردن.
منسوب به خطا کردن، خطا گرفتن بر کسی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 إِنْ کادَ لَیُضِلُّنا ای قد قارب ان یصدّنا عن عبادة آلهتنا لو لا أَنْ صَبَرْنا عَلَیْها، یعنی لو لم نصبر علیها لصرفنا عنها بسحره و طلاوة کلامه. فاجابهم اللَّه و قال: وَ سَوْفَ یَعْلَمُونَ فی القیمة حِینَ یَرَوْنَ الْعَذابَ ای عند رؤیة العذاب مَنْ أَضَلُّ سَبِیلًا، من اخطاء طریقا. و وصف السّبیل بالضّلال مجازا و المراد سالکوها.
💡 بایزید گفت: من لم ینظر الی شاهدی بعین الاضطرار، و الی اوقاتی بعین الاغترار، والی احوالی بعین الاستد راج، والی کلامی بعین الافترا، والی عبارتی بعین الاجترا، والی نفسی بعین الار زاء فقد اخطاء النظر فی. و قال ابوعثمان الغربی٭ لم یسمع لا بی یزید حکایة احسن منها.
💡 قال بعض اهل السنّة: القرآن فی الصّدر غیر ممزوج به فمن زعم انّه فی الصدر ممزوج به فقد اخطاء و ذلک لانّه باین عن الصدر غیر ممزوج به بل هو منسوب الیه لقوله تعالی: بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ.