اختفاء

مترادف‌ها

ناپدید شدن، پنهان شدن

متضادها

ظهور، آشکار شدن

لغت نامه دهخدا

اختفاء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) نهان گردیدن. پوشیده گردیدن. پنهان شدن. استتار. تواری: عبدالملک از غصه آن حیلت و محنت این علت بی سامان شد و جز گریختن و دست در دامن اختفا آویختن چاره ندانست. ( ترجمه تاریخ یمینی ). || اختفاء چیزی؛ بیرون آوردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). آشکار کردن. || پنهان کشتن کسی را که کسی نداند: اختفی دمه.

فرهنگ معین

(اِ تِ ) [ ع. ] (مص ل. ) پنهان شدن، پنهان گشتن.

ویکی واژه

پنهان شدن، پنهان گشتن.

جمله سازی با اختفاء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هرگاه از دید یک ناظر، یک جسم آسمانی که در ظاهر بزرگتر است از مقابل یک جسم آسمانی که در ظاهر کوچکتر است عبور نماید، فروپوشان یا اختفاء جسم دوم (توسط جسم اول) رخ داده است.

💡 آن یکی کشته به زهر بددلان در اختفاء وان دگر گشته پی دفع البَلایا در بلا

💡 از باس میر بوده بزندان اختفاء وز بیم مرگ مانده به بیت الحزن حزین

💡 ناپدید شدن یا اختفاء ناگهانی برخی از گونه‌های جانوری کمیاب در جنگل‌های آمازون، باعث نگرانی شدید فعالان محیط‌زیست و دانشمندان برجسته در سراسر جهان شده است.

💡 در داستان‌های معمایی کلاسیک، اختفاء پراسرار قهرمان داستان در میانه شب، همه شخصیت‌های حاضر در مهمانی را دچار شک، تردید و وحشت بسیار شدیدی می‌کند.

💡 محققان سعی دارند با استفاده از تکنولوژی‌های نوین راداری، دلیل اختفاء ناگهانی برخی از سیگنال‌های رادیویی را از فضای دوردست بررسی و تحلیل دقیق کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران