اختفاء

لغت نامه دهخدا

اختفاء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) نهان گردیدن. پوشیده گردیدن. پنهان شدن. استتار. تواری: عبدالملک از غصه آن حیلت و محنت این علت بی سامان شد و جز گریختن و دست در دامن اختفا آویختن چاره ندانست. ( ترجمه تاریخ یمینی ). || اختفاء چیزی؛ بیرون آوردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). آشکار کردن. || پنهان کشتن کسی را که کسی نداند: اختفی دمه.

فرهنگ معین

(اِ تِ ) [ ع. ] (مص ل. ) پنهان شدن، پنهان گشتن.

ویکی واژه

پنهان شدن، پنهان گشتن.

جمله سازی با اختفاء

💡 هرگاه از دید یک ناظر، یک جسم آسمانی که در ظاهر بزرگتر است از مقابل یک جسم آسمانی که در ظاهر کوچکتر است عبور نماید، فروپوشان یا اختفاء جسم دوم (توسط جسم اول) رخ داده است.

💡 آن یکی کشته به زهر بددلان در اختفاء وان دگر گشته پی دفع البَلایا در بلا

💡 از باس میر بوده بزندان اختفاء وز بیم مرگ مانده به بیت الحزن حزین

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز