لغت نامه دهخدا
( آهن ساز ) آهن ساز. [هََ ] ( نف مرکب ) آنکه بخاری و انبر و خاک انداز و حمامهای آهنین و منقل و امثال آن سازد از تنکه آهن.
( آهن ساز ) آهن ساز. [هََ ] ( نف مرکب ) آنکه بخاری و انبر و خاک انداز و حمامهای آهنین و منقل و امثال آن سازد از تنکه آهن.
( آهن ساز ) ( اسم صفت ) آنکه انبر خاک انداز بخاری منقل آهنین و مانند آن سازد.
آهنساز
آنکه از آهن یا ورقههای آن، لوازم و وسایل مختلف میسازد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بهر خود خصمت اگر قلعهٔ آهن سازد عنکبوتیست که بر خود تند از لعب لعاب
💡 طمع دارند و نبودشان که شاه جان کند ردشان ز آهن سازد او سدشان چو ذوالقرنین آسایی
💡 چو آتش گر ز آهن سازد ایوان چو گوهر گر شود در سنگ پنهان