زباله دان، که به عنوان ظرف یا مکانی مشخص برای جمعآوری و دفع مواد زائد و ناخواسته در محیطهای خانگی و عمومی تعریف میشود، نقشی حیاتی در حفظ بهداشت و پاکیزگی ایفا میکند. این وسیله که گاهی با واژگان کوچکتر یا مترادفهایی چون مَزبَله نیز شناخته میشود، از پخش شدن آلودگیها و ایجاد بوی نامطبوع جلوگیری کرده و به نظم بخشیدن به محیط پیرامون کمک شایانی مینماید. کاربرد اصلی و اولیه زباله دان، فراهم آوردن یک نقطه متمرکز برای قرار دادن اقلامی است که دیگر مورد استفاده قرار نمیگیرند. این اقلام میتوانند شامل باقیمانده غذا، بستهبندیهای مصرف شده، کاغذهای باطله، پلاستیکها، شیشهها، فلزات و هرگونه ماده دیگری باشند که از چرخه مصرف خارج شدهاند. بدون وجود چنین مکانی، افراد مجبور خواهند بود که این مواد را در هر گوشه و کناری رها کنند که این امر بلافاصله منجر به آشفتگی بصری، انتشار میکروبها و ایجاد بوی زننده خواهد شد. در محیطهای خانگی، زباله دانهای کوچکتر در آشپزخانه، حمام، اتاق خواب و سایر فضاهای مورد نیاز قرار میگیرند تا جمعآوری روزانه زباله را تسهیل کنند. در فضاهای عمومی مانند پارکها، خیابانها، ادارات، مدارس و مراکز خرید، زباله دانهای بزرگتر و با ظرفیت بیشتر نصب میشوند تا نیاز تعداد بیشتری از افراد را پوشش دهند و از انباشت زباله در معابر عمومی جلوگیری کنند.
زباله دان
لغت نامه دهخدا
زباله دان. [ زُ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب ) جای یا ظرفی که برای ریختن خاکروبه و کثافات در منزل و غیره تعیین میشود. رجوع به مزبله و خاکروبه دان شود.
فرهنگ معین
( ~. ) [ ع - فا. ] (اِ. ) ۱ - مزبله، جای انداختن زباله. ۲ - جای بسیار کثیف.
فرهنگ عمید
جایی یا ظرفی که در آن خاک روبه و آشغال می ریزند، خاک روبه دان.
فرهنگ فارسی
جای یا ظرفی که برای ریختن خاکروبه و کثافات در منزل و غیره تعیین میشود
ویکی واژه
زبالهدان
منسوب به زباله؛ جای انداختن زباله، مزبله، آشغالدان.
جای بسیار کثیف.
جمله سازی با زباله دان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عبدالله بن مبارک مردی را دید که بین زباله دانی و مقبره ای ایستاده است.