رنگ کردن

لغت نامه دهخدا

رنگ کردن. [ رَ ک َ دَ] ( مص مرکب ) تلوین. ( دهار ). آزدن. ( برهان قاطع ). رنگ زدن. ملون کردن. رجوع به رنگ زدن شود:
شکایت با دل شوریده سر کرد
سخن را رنگ از خون جگر کرد.حکیم زلالی ( از آنندراج ).تو نیز پنجه ز می رنگ کن که باد خزان
حنا بدست عروسان شاخسار گذشت.کلیم ( از آنندراج ).به خون خود کنم آلوده ای صبا کاغذ
چون آن کسی که کند رنگ با حنا کاغذ.محمدقلی سلیم ( از آنندراج ). || دغا و فریب کردن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). فریفتن و مغبون کردن کسی را:
بترس از خون من کاین سرخ عیار
بسی تیغ بتان را رنگ کرده ست.عطائی حکیم ( از آنندراج ).

فرهنگ معین

( ~. کَ دَ ) (مص م. ) (عا. ) فریب دادن، گول زدن.

فرهنگ فارسی

تلوین رنگ زدن ملون کردن

ویکی واژه

(عا.)
colorare
tingere
فریب دادن، گول زدن.

جمله سازی با رنگ کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 طنین صداها در کلیساهای باسیلیک بسیار زیاد بود حتی وقتی که پنجره‌ها را باز می‌کردند. این باعث می‌شد که یک سرود مونولوگ هم با طنین و به زیبایی در فضا منتشر شود. با تقسیم شدن ایدئولوژیک مسیحیت شرق و غرب اروپا، کلیساهای آن‌ها هم تا حدودی فرم‌های متفاوت به خود گرفت. از جمله تغییراتی که دیده می‌شود، رنگ کردن دیوارهای کلیسا در ایتالیاست.

💡 چنین تا شامگاهی جنگ کردند ز خون گاوه زمین را رنگ کردند

💡 زمانی دیر با هم جنگ کردند به خون روی هوا را رنگ کردند

💡 چون غنچه به هم دو سرو گلرنگ کردند آغاز صبحتی تنگ

💡 اما حالت سیم که پادشاه را با خدای خویش است اینجا عدل راست داشتن ظاهر و باطن خویش است با خدای و سر و علانیه با خدای یکرنگ کردن و سلطنت و مملکت همچون کمربندگی بر میان بستن چنانک خود را و مملکت را برای خدای دارد نه چنانک خدای را و مملکت را برای خود خواهد.

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز