رخیدن
واژهی رَخیدن مصدری است که در منابع معتبر لغوی فارسی همچون ناظمالاطباء، برهان، فرهنگ جهانگیری و غیاثاللغات بهکار رفته است. این واژه به معنای نفسکشیدن یا نفسزدنِ سنگین و بریدهبریده است که معمولاً در پی حمل بار گران یا انجام کاری مشقتبار پدید میآید. همچنین در فرهنگهایی چون رشیدی و شعوری، به نفستندزدن ناشی از دویدن یا باربری اشاره شده است.
در متون کهن، این واژه با صورتهای گوناگونی همچون اَنْح، اُنوح، طَحیر و نَحْم نیز همراه شده که همگی بر مفهوم نفسنفسزدن یا دمسختکشیدن دلالت دارند. برخی از این کاربردها حتی حالتی از تنگی نفس ناشی از بیماریهایی چون دَمه (آسم) یا تاسه را نیز شامل میشوند. بنابراین میتوان گفت رَخیدن در زبان فارسی کهن، توصیفکنندهی حالتی از تنفسِ سنگین و دشوار است که از فشار جسمی یا رنجوری ناشی میشود. برای مطالعهی بیشتر در این زمینه، میتوان به مدخل رَخنده در فرهنگهای تاریخی زبان فارسی مراجعه نمود.
مترادفها
چکیدن، تراوش کردن، ریزیدن، نشت کردن
لغت نامه دهخدا
رخیدن. [ رَ دَ ] ( مص ) نفس کشیدن و نفس زدن بواسطه برداشتن و کشیدن بار گران و یا مشقت دیگر. ( ناظم الاطباء ) ( برهان ) ( فرهنگ جهانگیری ). به معنی نفس زدن باشد برای حمل بار گران. ( غیاث اللغات ) ( از آنندراج ). نفس تند زدن از دویدن و بار داشتن. ( از فرهنگ رشیدی ) ( غیاث اللغات ) ( از شعوری ج 2 ص 12 ): اَنْح، اُنوح؛ رخیدن و دم برآوردن از مرض دمه و تاسه وجز آن. طَحیر؛ رخیدن. سخت دم زدن. نَحْم، نَحیم، نَحَمان؛ رخیدن. ( منتهی الارب ). و رجوع به رخنده شود.
فرهنگ معین
(رَ دَ ) (مص ل. ) تند نفس کشیدن به سبب حمل باری سنگین.
فرهنگ عمید
تند نفس کشیدن، نفس تند زدن از تند رفتن یا برداشتن بار سنگین.
ویکی واژه
تند نفس کشیدن به سبب حمل باری سنگین.