جرثوم

لغت نامه دهخدا

جرثوم. [ ج ُ ] ( ع اِ ) اصل هر چیز. جُرثومَة. ( از قطر المحیط ) ( از اقرب الموارد ). || اصل و نجیب و دارای اصل استوار. ( ناظم الاطباء ).
جرثوم. [ ج ُ ]( اِخ ) خشنی بن ناشر یا ناشم صحابی است یا آن جرهم است. ( منتهی الارب ). و رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.

فرهنگ معین

(جُ ) [ ع. ] ۱ - (اِ. ) اصل، ریشه. ۲ - خاک اطراف ریشة درخت. ۳ - خانة مورچه. ۴ - میکروب، انگل. ۵ - (ص. ) اصیل، نجیب. ج. جراثیم.

فرهنگ فارسی

۱-( اسم ) اصل ریشه. ۲- خاک اطراف ریش. درخت.۳- خان. مورچه.۴- میکرب انگل. ۵- اصیل نجیب دارای اصل استوار. جمع: جراثیم.
اصل هر چیز یا اصیل و نجیب و دارای اصل استوار.

ویکی واژه

اصل، ریشه.
خاک اطراف ریشة درخت.
خانة مورچه.
میکروب، انگل.
اصیل، نجیب.
جراثیم.

جمله سازی با جرثوم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جرثومه گه‌خایش‌، در لقمه درآید واندر عمل هضم‌، پدید آرد نقصان

💡 دندان چو بفرساید و کاهد ز بنش گوشت ریم آرد و زان زاید جرثومه فراوان

💡 از بس که مرضها را افزون شده جرثومه میگفت و دعا میکرد بر امت مرحومه

کژ یعنی چه؟
کژ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز