جبابره

لغت نامه دهخدا

( جبابرة ) جبابرة. [ ج َ ب ِ رَ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ جبار. ( ناظم الاطباء ). گردنکشان طاغیان. بدکاران. شجاع. دلاور: جوذر ( گودرز ) یکی از جبابره نامی بود او با چهارصد پلنگی که قلاده زرین داشتند... بشکار میرفت. ( تاریخ ایران باستان ص 256 ). || صاحبان نبوغ و قدرت و اشخاص با هیکل و تن و توش. دیکتاتوران. کشورگشایان با جبروت و عظمت. ( از مجلات الهلال، المقتطف، العرفان، این معانی استنباط میشود ): و بظاهر ان در حق کسر و شکست شیاطین جبابره و قهر و بست ملاعین فراعنه کرد آنچه کرد. ( از ترجمه محاسن اصفهان ). جبابره وقت و قیاصره عصر. ( حبیب السیر ص 125 ).

فرهنگ معین

(جَ ب ر یا رَ ) [ ع. جبارة ] (ص. اِ. ) جِ جبار. ۱ - گردنکشان. ۲ - شجاعان، دلاوران. ۳ - پادشاهان مستبد.

فرهنگ عمید

=جبّار

فرهنگ فارسی

جمع جبار
( صفت اسم ) جمع حبار. ۱- گردنکشان طاغیان. ۲- شجاعان دلاوران. ۳- پادشاهان مستبد سلاطین با عظمت و جبروت.

ویکی واژه

جبارة
جِ جبار.
گردنکشان.
شجاعان، دلاوران.
پادشاهان مستبد.

جمله سازی با جبابره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر دست بحر جود تو آب برامکه کردست تیغ کین تو جبر جبابره

💡 و سه‌دیگر زنی کودکی داشت، بر در سرای خود نشسته بود. سواری نیکو روی و نیکو جامه بر گذشت. گفت: «یا رب، تو این پسر مرا چون این سوار گردان.» کودک گفت: «یا رب، مرا چنان مگردان.» زمانی بود، زنی بد نام برگذشت. گفت: «یا رب، پسر مرا چون این زن مگردان.» کودک گفت: «یا رب، مرا چنان زن گردان.» مادر متعجب شد. گفت: «ای پسر، این چرا می‌گویی؟» گفت: «از آن که آن مرد جباری است از جبابره، و این زن زنی مصلحه؛ اما مردمان وی را بد گویند و من نخواهم که از جباران باشم، خواهم که از مصلحان باشم.»

کبود یعنی چه؟
کبود یعنی چه؟
اندوختن یعنی چه؟
اندوختن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز