لغت نامه دهخدا
تنازل. [ ت َ زُ ] ( ع مص ) باهم کشش و پیکار کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ): تنازل القوم؛ نزلوا عن ابلهم الی خیلهم فتضاربوا. ( اقرب الموارد ).
تنازل. [ ت َ زُ ] ( ع مص ) باهم کشش و پیکار کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ): تنازل القوم؛ نزلوا عن ابلهم الی خیلهم فتضاربوا. ( اقرب الموارد ).
(ت زُ ) [ ع. ] (مص ل. ) ۱ - پیکار کردن. ۲ - فرود آمدن. ۳ - استعفا کردن. ۴ - فروتنی کردن.
۱. فرود آمدن.
۲. با هم پیکار کردن.
۳. فروتنی و کناره گیری از مقام.
با هم کشش و پیکار کردن
پیکار کردن.
فرود آمدن.
استعفا کردن.
فروتنی کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جامعه مدنی (اجتماع مدنی) برای نظام طبقاتی مدینه فاضله، آگاهی اجمالی به دستگاه فلسفی فارابی ضرورت دارد؛ زیرا ساختار شهر آرمانی وی پژواک ذهن و برداشت عقلانی وی از نظام کائنات است. در دستگاه فلسفی فارابی، همه کائنات از فیضان وجود نخست یا ذات پروردگار پدید آمدهاست و موجودهای عالم در نظامی متنازل قرار گرفتهاند. بدین ترتیب که پس از موجود نخست که مبدأ المبادی است، سلسله مراتب موجودهای عالم به ترتیب «الانقص فالانقص» از کمال به نقصان سیر میکند تا به مرحلهای میرسند که گامی فروتر از آن نیستی محض است.