تعقیب کردن

مترادف‌ها

دنبال کردن، پیگیری کردن، ردیابی کردن

متضادها

فرار کردن، گریز کردن

لغت نامه دهخدا

تعقیب کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پی کردن. دنبال کردن مجرم یا متهمی را جهت دادرسی.

فرهنگ فارسی

پی کردن دنبال کردن

ویکی واژه

pedinare

جمله سازی با تعقیب کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تعقیب کردن فرد، پاییدن از راه دور، پرسه زدن در محل کار یا اطراف منزلش، تماس یا پیام مکرر به فرد {علی‌رغم میل باطنی او}، فرستادن هدایای معنی دار با پیک ناشناس، موقعیت‌سازی (صحنه سازی)، بازی روانی (شارلاتان بازی) و رصد کردن مداوم فرد در فضای مجازی، از نمونه‌های این نوع آزار است.

💡 او دختر سونئو اوهتا است و مشتاق دیدن خشکی (قاره) است. او در تعقیب کردن کن آی کمک می‌کند و هنگامی که زمان تا می‌خورد یوری را با کن آی اشتباه می‌گیرد. او بعد از سونامی گیج و در اطراف جزیره سرگردان است و زیورالات موی سرش را که هدیه‌ای گرانبها و ارزشمند از طرف پدرش بود گم کرده‌است. بعد از آنکه با یک شیبیتو ی وحشتناک و دلهره اور مواجه می‌شود فرار می‌کند و از شدت ترس از لبهٔ یک پل به پایین سقوط کرده و می‌میرد. او به عنوان یک شیبیتو زنده می‌شود و سرانجام به یک اوتسو-یامی بیتو تبدیل می‌شود که بارها مشکل ساز و در نهایت توسط مأمورو نابود می‌شود.

💡 پلیس با استفاده از دوربین‌های مداربسته و تجهیزات پیشرفته، شروع به تعقیب کردن خودروی مشکوک کرد تا بتواند متهم را در کمترین زمان ممکن و در محل اصلی دستگیر کند.

💡 در دنیای مدرن امروز، بسیاری از شرکت‌های بزرگ دائماً در حال تعقیب کردن آخرین فناوری‌ها و نوآوری‌های روز هستند تا بتوانند در بازار رقابتی و پرچالش باقی بمانند.

💡 حیوان شکاری با تمرکز بسیار بالا و دقت زیاد، شروع به تعقیب کردن شکار خود کرد تا بتواند در نهایت به هدف مورد نظر خود در دل طبیعت دست یابد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران